«امرا... احمدجو» اعلام کرد:
جزئیاتی از سریال «سلمان فارسی»



نویسنده سریال «سلمان فارسی» درباره چگونگی شکلگیری این اثر و ایده آن بیان کرد: ایده ساخت قصه و کار «سلمان» تماماً توسط آقای «میرباقری» شکل گرفته و زمانی حدود ۳۲ ساله برای این موضوع زمان صرف کردهاند. به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، «امرا... احمدجو» تأکید کرد: از زمان تولید سریال امام علی(ع) این ایده را در ذهن داشتند و زمانی که به من گفتند تصورم این بود که اطلاعات دراینباره بسیار کم و ناچیز است. وقتی آقای «میرباقری» ۱۰ سال پیش فیلمنامه را برای من فرستاد، متوجه شدم که شخصیت «سلمان» قابلیت قصهسازی گستردهای داشته است. وی توضیح داد: مهمترین منبع در تولید این سریال تحقیق بسیار مفصلی بود که توسط واحد پژوهشهای سازمان صداوسیما در دو جلد آماده شده بود که در بازنویسی و اجرا از آن استفاده شد؛ این تحقیق منابع گستردهای را بررسی کرده بود. از سوی دیگر منابع بسیار که قصهگونه بودند یا تحلیلی نسبت به این موضوع و بعضاً اشاره کوچک داشتهاند و اوضاع اقتصادی و سیاسی و دستگاه زرتشتی آن دوره همه مورد بررسی قرار گرفت و انجیل و تورات و هرجایی که لازم بود، مطالعه شد. قصه سریال «سلمان» مستقیم به واقعه عاشورا نمیپردازد و نگاهی مضمونی و غیرمستقیم به این موضوع دارد. باز هم تأکید میکنم که من در گفتوگوها و پیشنهادهای ساخت قصه کمک کردم و آقای «میرباقری» جان خودش را برای ساخت این قصه گذاشت. قصه چندبار بازنویسی شد و آقای «میرباقری» بسیاری چیزها را عوض کرد تا کار بهتر شود. «احمدجو» در پاسخ به این سؤال که در نوشتن فیلمنامه این آثار وزن دادههای تاریخی برجسته است یا بار درام، تأکید کرد: در کار دراماتیک، قصه گفته میشود. تعزیه را در نظر بگیرید؛ تعزیه قصه عاشوراست، نه تاریخ عاشورا، به همین دلیل تخیل در آن مجاز است، همچنان که در مرثیهسرایی، شاعر مجاز به استفاده تخیل است. این که شاعر میگوید «سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است» از کجا میآید؟ او از کجا چنین مدرکی دارد؟ این اقتضای مرثیهسرایی است، همچنان که تخیل، اقتضای تولید اثر نمایشی است. وی ادامه داد: مشکل آن جاست که منتقدان به کارهای تاریخی دنبال مُرّ تاریخ هستند و اینگونه کار حوصله سر بر شده و به درد آموزش به دانشآموزان میخورد، اما در کار دراماتیک، تخیل میانه است و شخصیت در محور قرار میگیرد و در مسیر تاریخی میرود و هرجایی داده نیست، به سفیدی سطر رجوع و تخیل به کار گرفته میشود. مثلاً سریالها پر از گفتوگوی شخصیتهاست، درحالیکه در تاریخ کمتر گفتوگوی بین دو شخصیت با جزئیات ذکر شده است؛ مضمون گفتوگو هست، اما گفتوگوی با جزئیات در تاریخ نیست و اینها تخیل و بار دراماتیک است. دراماتیزه کردن و بهرهگیری از تخیل، ضمن افزودن لحن خودی و بومیبه قصه «سلمان» ازجمله راهکارهای ما برای افزودن جذابیت به داستان و همراه کردن مخاطبان امروز است که به کار گرفتهایم. این نویسنده و کارگردان تأکید کرد: عاشورا نقطه عطف در فرهنگ ماست و نه صرف تاریخ ما. بسیاری از رفتارها و گفتارها و باورهای ما تحتتأثیر این واقعه است و شوری که سالانه در بین مردم برای برگزاری این مراسم شکل میگیرد از همین گستردگی جذابیت و شاکله بینظیر این اتفاق تاریخی میآید. ماجرای عاشورا در هیچ جای دنیا نظیر ندارد. پدرانمان خوب تشخیص دادهاند تا چه چیز را مبنای الگو گرفتن قرار دهند؛ چیزی که امروز از آن بهعنوان شهادتطلبی یاد میشود.