printlogo


به بهانه روز خبرنگار
آن چه نباید عادی شود
امین عوض‌زاده

هفدهم مرداد، روز خبرنگار، بیش از آن که فرصتی برای تبریک گفتن به صاحبان قلم باشد، بهانه‌ای است برای پرسیدن یک سؤال ساده اما مهم؛ در روزگاری که بسیاری از افراد، یک تلفن همراه و یک صفحه مجازی دارند، جایگاه خبرنگار حرفه‌ای کجاست و رسانه رسمی چه نقشی در جامعه امروز دارد؟ پاسخ را شاید بتوان در یک واقعیت جست‌وجو کرد؛ خبر دیگر فقط «خبر» نیست. در روزهای آرام، رسانه روایتگر توسعه، مطالبه‌گر حقوق مردم و ناظر بر عملکرد مسئولان است و در روزهای بحران، علاوه بر این ها، بخشی از امنیت روانی و سرمایه اجتماعی جامعه. تجربه جنگ های تحمیلی و حوادث ماه‌های اخیر نیز بیش از گذشته نشان داد که جامعه تشنه اطلاعات است. مردم سؤال دارند و منتظر پاسخند و اگر رسانه رسمی نتواند پاسخ دقیق، سریع و قابل اتکایی ارائه کند، خلأیی باقی می‌ماند که دیگران ممکن است آن را پر ‌کنند. در واقع سؤال مردم با بی‌پاسخ ماندن از بین نمی‌رود فقط ممکن است پاسخ خود را جای دیگری پیدا کند. اما برای خبرنگار، مسئله فقط روایت خبر نیست؛ گاهی مسئله، روایت کردن «آن چیزی است که نباید به آن عادت کنیم». استانی که سال‌هاست با محرومیت‌های مختلف دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ از جاده‌های ناایمن، تا محدودیت‌های پروازی و نبود دسترسی مناسب هوایی، از تنش آبی و دغدغه آب شرب و کشاورزی تا شاخص‌های نامطلوب اشتغال، درآمد، سرمایه‌گذاری و سرانه‌های مختلف توسعه.
اگر رسانه از جاده بجنورد – جنگل گلستان می‌نویسد، اگر نبود یا محدود بودن پروازها را مطالبه می‌کند، اگر از بی‌آبی و تنش آبی می‌گوید، اگر از نرخ اشتغال، درآمد، مهاجرت، فقر، ضعف زیرساخت‌ها و عقب‌ماندگی برخی شاخص‌های توسعه سخن می‌گوید، اگر از کلنگ‌های بر زمین مانده، پروژه‌های نا‌تمام و وعده‌های به سرانجام نرسیده سخن به میان می آورد، به دنبال سیاه‌نمایی و تخریب نیست؛ اتفاقاً تلاش می‌کند اجازه ندهد محرومیت به یک امر عادی تبدیل شود. رسانه اگر هر روز از یک مشکل بنویسد، شاید عده‌ای خسته شوند؛ اما اگر ننویسد، ممکن است خود جامعه به آن مشکل عادت کند و این شاید یکی از مهم‌ترین رسالت‌های رسانه در استانی مانند خراسان شمالی باشد؛ یادآوری مداوم آن چه نباید عادی شود. قرار نیست خبرنگار جاده ناایمن را بسازد، هواپیما را به فرودگاه بیاورد، مشکل آب را حل یا برای جوان بیکار شغل ایجاد کند، اما می‌تواند آن‌قدر درباره این مسائل بگوید تا دیگر نتوان آن ها را ندید. می‌تواند صدای یک شهرستان را به مرکز استان و صدای استان را به پایتخت برساند؛ می‌تواند مسئله‌ای را که در پیچ‌وخم مکاتبات اداری گم شده، دوباره روی میز تصمیم‌گیران بگذارد. بسیاری از مطالبات امروز خراسان شمالی، پیش از آن که به مطالبه عمومی تبدیل شوند، از همین مسیر رسانه عبور کرده‌اند. بنابراین مطالبه‌گری رسانه‌ای، علیه توسعه نیست؛ مطالبه‌گری، بخشی از مسیر توسعه است. البته مسئولیت خبرنگار نیز کمتر از مسئولیت مدیر نیست. سرعت انتشار خبر نباید جای دقت را بگیرد، مطالبه‌گری نباید با تخریب اشتباه شود و تیتر نباید قربانی حقیقت شود. خبرنگار اگر سرمایه اعتماد عمومی را از دست بدهد، مهم‌ترین پشتوانه خود را از دست داده است. اما این مسئولیت دوطرفه است. اگر از خبرنگار انتظار دقت و انصاف داریم، باید اطلاعات دقیق و شفاف نیز در اختیار او قرار گیرد. اگر از رسانه انتظار داریم با شایعه مقابله کند، نباید خودمان با سکوت و تأخیر، میدان را برای شایعه خالی بگذاریم. در بسیاری از شهرستان‌های استان، خبرنگار عملاً یک رسانه است؛ با کمترین امکانات، بدون پشتوانه اقتصادی مناسب و عموماً بدون حتی یک دفتر یا تحریریه، اما همچنان در میدان حضور دارد. همین خبرنگار است که صدای روستایی دورافتاده، مطالبه جوان بیکار، مشکل کشاورز، دغدغه صنعتگر و مطالبه شهروندان را به مرکز استان و گاهی به پایتخت می‌رساند. با این حال، هنوز در بخشی از دستگاه‌های اجرایی استان، رسانه بیشتر در زمان افتتاح پروژه و انتشار گزارش عملکرد مورد توجه قرار می‌گیرد و گویی خبرنگار زمانی مطلوب است که منعکس کننده گزارش عملکرد باشد و زمانی که سؤال دارد، مزاحم تلقی می‌شود. این نگاه باید تغییر کند؛ رسانه‌ای که فقط مجاز به گفتن نقاط قوت باشد، رسانه نیست، تریبون است. رسانه قرار نیست همیشه از مسئول تعریف کند. اگر قرار بود خبرنگار فقط خبرهای خوب دستگاه‌ها را منتشر کند، اساساً روابط عمومی برای این کار کافی بود. خبرنگار زمانی به کار می‌آید که سؤال وجود دارد، ابهام وجود دارد، مشکلی وجود دارد، گلایه ای وجود دارد و مردم پاسخی می‌خواهند. خراسان شمالی برای عبور از بخشی از  محرومیت‌های تاریخی خود، بیش از هر چیز به دیده شدن مسائلش در سطح ملی نیاز دارد؛ استانی که مشکلاتش را پنهان می‌کند، محرومیتش را حل نکرده؛ فقط آن را بی‌صدا کرده است. رسانه باید هم توسعه و سرمایه‌گذاری و پیشرفت را ببیند و هم کمبودها و ناکامی‌ها را. باید خبر خوب را منتشر کند و مطالبه سخت را نیز روی میز بگذارد، چرا که توسعه با تعریف و تمجید اتفاق نمی‌افتد؛ با دیدن مسئله، پذیرفتن مسئله و تلاش برای حل آن اتفاق می‌افتد. به بهانه روز خبرنگار، شاید بد نباشد مسئولان نیز این را به خاطر داشته باشند که خبرنگار، دشمن توسعه نیست؛ خبرنگار کسی است که گاهی با نشان دادن زخمی که دوست نداریم ببینیم، کمک می‌کند زخم پیش از آن که عمیق‌تر شود درمان شود. ما قرار نیست محرومیت‌های استان را به رخ بکشیم، قرار است آن‌قدر درباره آن ها بگوییم که دیگر کسی نتواند به آنها عادت کند. اگر قلم خبرنگار بتواند یک جاده ناایمن را از حاشیه به متن تصمیم‌گیری بیاورد، اگر بتواند مسئله آب، پرواز، اشتغال و سرمایه‌گذاری را دوباره روی میز مسئولان بگذارد، اگر بتواند صدای یک روستا یا یک شهرستان را تا پایتخت برساند، آن قلم نه سیاه‌نماست و نه مخالف توسعه؛ آن قلم، بخشی از مسیر توسعه همین استان است. روز خبرنگار مبارک؛ به همه کسانی که هنوز باور دارند گاهی مهم‌ترین کار یک خبرنگار، اجازه ندادن به فراموش شدن یک مسئله است.