printlogo


قاب های جنگی از دریچه زندگی مردم

​​​​​​​

«سرو سپید سرخ» مجموعه نمایشی اپیزودیک است که تلاش می‌کند جنگ رمضان را نه‌فقط از منظر میدان درگیری، بلکه از دریچه زندگی آدم‌های معمولی روایت کند؛ آدم‌هایی با شغل‌ها، دغدغه‌ها و ارتباطات متفاوت که ناگهان جنگ، مسیر زندگی‌شان را تغییر می‌دهد. فصل نخست این مجموعه با حضور ۱۴ کارگردان ساخته شد و هر کدام بخشی از این روایت کلان را با نگاه خود روایت کردند. فصل دوم مجموعه اپیزودیک «سرو سپید سرخ» در ادامه تجربه فصل نخست و با تکیه بر روایت‌های متنوعی از زندگی مردم در روزهای جنگ تولید شده است. به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، «محمدجواد موحد» تهیه‌کننده «سرو سپید سرخ» با اشاره به استقبال مخاطبان از فصل نخست این مجموعه گفت: فصل اول را با این هدف تولید کردیم که بتوانیم تصویری از اتفاقات روز و جنگ ارائه کنیم. تصور ما در ابتدا این میزان از بازخورد مثبت نبود، اما در کمتر از دو هفته نزدیک به دو میلیون بازدید تنها برای حدود ۱۰ قسمت در تلوبیون ثبت شد، درحالی‌که در آن مقطع هنوز همه قسمت‌های آماده پخش نشده بود. وی افزود: علاوه‌ بر آمار بازدید، بازخوردهای بسیار خوبی نیز در فضای مجازی و در مواجهه مستقیم با مردم دریافت کردیم. بسیاری از مخاطبان، به‌موقع بودن تولید و پخش سریال و موضوعاتی را که در آن موردتوجه قرار گرفته بود، از نقاط قوت مجموعه می‌دانستند، به همین دلیل جمع‌بندی ما در سیمافیلم و مدیران سازمان اوج و مؤسسه شهید «آوینی» که در تولید این اثر مشارکت داشتند، بر این شد که قصه‌های جدیدی را نیز تولید کنیم و فصل دوم شکل بگیرد. البته همزمان با تولید فصل اول، بسیاری از موضوعات و قصه‌های دیگری نیز آماده شده بود و وقتی با چنین بازخوردی مواجه شدیم، این ظرفیت وجود داشت که تولید فصل دوم را دنبال کنیم. «موحد» با اشاره به ویژگی تولید سریع این مجموعه اظهار کرد: یکی از آورده‌های این شیوه تولید برای تلویزیون این بود که وقتی یک اثر در حالت معمول بخواهد از مرحله ایده تا تولید پیش برود، گاهی 8 تا ۹ ماه زمان نیاز دارد. درحالی‌که اتفاقات با سرعت زیادی رخ می‌دهند؛ این فاصله زمانی ممکن است باعث شود ایده‌ها تازگی خود را از دست بدهند. «سرو سپید سرخ» توانست در فاصله‌ای کوتاه، تصویری از کشور، مردم و اتفاقات روز ارائه کند و این ویژگی مورد توجه تلویزیون نیز قرار گرفت. تهیه‌کننده «سرو سپید سرخ» درباره نحوه شکل‌گیری ایده‌های این مجموعه گفت: ایده‌های این کار هم از سوی نویسندگان و کارگردانان مطرح می‌شد و هم بخشی از آن‌ها پیشنهاد تولید ما بود، اما نکته مهم‌تر شیوه‌ای بود که با این دوستان کار کردیم. روند تولید به این شکل نبود که صرفاً سفارش نوشتن یک داستان بدهیم. در ایام جنگ و پس از آن جلساتی با نویسندگان و کارگردانان داشتیم و در همین جلسات به ایده‌های مختلفی رسیدیم. بعضی از دوستان موضوعی را ساختند که برای خودشان اتفاق افتاده بود و برخی دیگر سراغ روایت‌هایی رفتند که ما جمع‌آوری کرده بودیم. بخشی از این روایت‌ها نیز از دوستانی به دست آمده بود که در همان ایام مشغول ساخت آثار مستند بودند. «موحد» با اشاره به تعدد روایت و لحن در این مجموعه اظهار کرد: یکی از خطوط هویتی «سرو سپید سرخ»، تعدد روایت و لحن است؛ این ویژگی، خودش بخشی از هویت سریال محسوب می‌شود و کمک می‌کند مخاطب با زاویه‌های نگاه متفاوتی با جنگ مواجه شود. تهیه‌کننده «سرو سپید سرخ» افزود: یک گروه بزرگ و تهیه‌کنندگان اثر باید در چنین موقعیتی نقش مؤلف و نخ تسبیح را داشته باشند تا در عین حفظ رنگارنگی قصه‌ها، هویت اصلی اثر نیز حفظ شود. تلاش کردیم قصه‌های خانوادگی، امنیتی، اجتماعی و دیگر روایت‌ها در نهایت، ذیل یک اثر واحد تعریف شوند و در کنار تفاوت‌هایشان، ارتباط خود را با هویت کلی سریال حفظ کنند. «موحد» درباره دشواری‌های تولید فصل دوم نیز اظهار کرد: اگر در فصل اول، تولید در موقعیت جنگی مشکل بزرگی بود، در فصل دوم مشکلات مالی ما را تحت‌فشار قرار داد و از اواسط کار شرایط سخت شد. در عین ‌حال می‌خواستیم سریال در مدت کوتاهی به پخش برسد و در یک بازه زمانی محدود در خدمت حدود ۵۰۰ نفر از اهالی سینما باشیم. در فصل اول، به دلیل شرایط جنگی و توقف بسیاری از طرح‌ها، جمع کردن عوامل ساده‌تر بود، اما در فصل دوم، طرح‌های سینمایی و تلویزیونی دوباره فعال شده بودند و همین مسئله هماهنگی عوامل را دشوارتر کرد. خوشبختانه بازخورد قسمت‌های پخش‌شده نشان می‌دهد که مردم همچنان از مجموعه استقبال کرده‌اند. وی درباره رویکرد محتوایی سریال نیز عنوان کرد: در فصل اول تلاش کردیم جنگ را از بُعد اجتماعی و از منظر تغییراتی که در زندگی مردم ایجاد می‌کند روایت کنیم، نه این که صرفاً به اتفاقات خشن جنگ بپردازیم؛ در فصل دوم نیز همین مسیر را ادامه دادیم و تلاش کردیم شخصیت‌ها عمدتاً آدم‌های عادی و معمولی باشند. تعدد روایت‌ها و تفاوت لحن اپیزودها به ما این امکان را می‌دهد که جنگ را از زاویه‌های مختلف ببینیم و در نهایت تصویری متنوع‌تر از تجربه مردم ارائه کنیم.
«امیر داسارگر» نویسنده و کارگردان «قصه فرهاد» در سریال «سرو سپید سرخ 2»، درباره چگونگی شکل‌گیری این اپیزود و نسبت واقعیت با درام گفت: اقتباس، چه از ادبیات و چه از واقعیت، فرصت بزرگی برای خلق درام است، اما درعین‌حال دشواری‌ها و پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد و نمی‌توان صرفاً آن را یک موقعیت سخت و غیرممکن دانست. در بسیاری از موارد، شما یک یا دو خط اطلاعات دارید و باید همان را به یک اپیزود و داستان تبدیل کنید.
وی درباره شکل‌گیری «قصه فرهاد» اظهار کرد: ایده این اپیزود در ابتدا فقط یک خط بود. در زمان جنگ، افرادی که داوطلب بودند از بهزیستی کودکی را به سرپرستی بگیرند، اما به هر دلیلی کودکی به آن‎ها واگذار نشده بود، تماس گرفته و اعلام کرده بودند که می‌خواهند با سازوکاری مشخص تا پایان جنگ، کودکانی را تحویل بگیرند. این اتفاق واقعی بود، اما اطلاعات بیشتری درباره آن نداشتیم و باید برای این خط داستانی، قصه‌ای طراحی می‌کردیم. وی ادامه داد: حتی در مواردی که جزئیات بیشتری درباره یک اتفاق یا شخصیت وجود دارد، ممکن است به دلیل برخی ملاحظات امکان بیان همه آن‌ها وجود نداشته باشد، بنابراین نویسنده ناچار است از میان اطلاعات موجود، آن بخش‌هایی را که برای ساخت درام مناسب است، انتخاب کند و درعین‌حال مراقب باشد که مسیر داستان از واقعیت شخصیت فاصله نگیرد. این کارگردان درباره نحوه نگارش فیلم‌نامه این اپیزود نیز گفت: طرح و داستان متعلق به خودم بود و من به همراه یکی از دوستانم فیلمنامه را نوشتیم. در این اپیزودها الزام خاصی برای یکدست کردن جهان قصه‌ها یا هماهنگ کردن شخصیت‌ها با جهان اپیزودهای دیگر وجود نداشت و دست ما تا حد زیادی باز بود؛ بنابراین متنی که خودمان نوشتیم از این نظر پیچیدگی خاصی نداشت و توانستیم جهان داستان را متناسب با موضوع موردنظرمان طراحی کنیم. «داسارگر» درباره شرایط تولید این اپیزود نیز اظهار کرد: فرصت بسیار کمی داشتیم و قرار بود «قصه فرهاد» در فصل اول پخش شود. پیش‌تولید ما تنها پنج روز طول کشید و بعد از آن نیز در شش جلسه و حدود ۱۵ ساعت فیلم‌برداری، کار را به‌سرعت تولید کردیم. تولید اپیزود هم‌زمان با تولید فصل اول انجام گرفت، اما نمی‌دانم چرا درنهایت در فصل اول پخش نشد. طبیعتاً اگر زمان بیشتری در اختیار داشتیم، شاید تغییراتی در کار ایجاد می‌کردیم، چون شرایط تولید، محدودیت‌هایی را به شما تحمیل می‌کند. با این‌ حال از خروجی کار ناراضی نیستیم و امیدواریم مردم نیز با آن ارتباط برقرار کنند. این فیلم‌ساز درباره حضورش در طرح «سرو سپید سرخ» گفت: من با اصل این طرح بسیار موافقم. جنگ اتفاق بزرگی است که جامعه را تکان می‌دهد و می‌تواند در برخی زمینه‌ها موجب رشد شود. به تعبیر یکی از دوستان فیلم‌سازم، در همین ۴۰ روز جنگ به اندازه ۴۰ سال قصه تولید می‌شود. مهم‌ است که این داستان‌ها به درد جامعه بخورند و بتوانند گرهی از زندگی مردم باز کنند. وقتی یک اتفاق بزرگ اجتماعی رخ می‌دهد، روایت‌های فراوانی در دل آن شکل می‌گیرد که می‌توانند به شناخت بهتر جامعه و انسان‌ها کمک کنند. وی در پایان ابراز امیدواری کرد که این سریال اپیزودیک با تیراژ بالا و مدیریت درست ادامه پیدا کند و در فصل‌های بعد نیز بتواند درباره مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با مردم صحبت کند و روایت‌هایی را به تصویر بکشد که ریشه در تجربه واقعی جامعه دارند. «حسین مهکام» نویسنده و کارگردان اپیزود «بانکدار» در مجموعه «سرو سپید سرخ 2»، درباره شکل‌گیری این داستان بیان کرد: این قصه کاملاً تخیلی است و تنها بخش واقعی ماجرا به اتفاقی برمی‌گردد که در جریان جنگ رمضان رخ داد؛ زمانی که یک بانک مورد حمله قرار گرفت و کارمندان آن در حال واریز حقوق بودند. همین اتفاق، تنها بخش واقعی داستان است و باقی روایت کاملاً تخیلی شکل گرفته است. برای من ذات قصه و پرداختن به جنگ اهمیت داشت. این کار سفارشی نبود و خودم علاقه داشتم در این طرح نقشی داشته باشم. یکی از اهداف اصلی این بود که درباره بخشی از رده‌های شغلی صحبت کنیم که کمتر دیده و شنیده شده‌اند. بانکداری یکی از همین مشاغل بود. این نویسنده و کارگردان با بیان این که در اپیزود «بانکدار»، دغدغه دیده شدن مردم عادی برای من و به‌خصوص دوستان تهیه و تولید این طرح بسیار مهم بود، گفت: این که آدم‌هایی که در روزهای جنگ کمتر به آن‌ها فکر کرده‌ایم موردتوجه قرار بگیرند و درباره نقش و زندگی آن‌ها بیشتر صحبت شود، یکی از دغدغه‌های اصلی ما بود. «مهکام» درباره تلاش برای دور ماندن از شعارزدگی در این اثر گفت: استفاده از ادبیات خاص در دیالوگ‌نویسی و شیوه بیان شخصیت‌ها می‌تواند باعث شعارزدگی شود و تمام تلاشم این بود که کار از این فضا فاصله بگیرد. حتی نوع بازی گرفتن از بازیگران و دکوپاژ نیز می‌تواند کمک کند که اثر از شعارزدگی دور شود. به نظرم وقتی مفهوم موردنظر از دل رفتار شخصیت و موقعیت بیرون بیاید، نیازی نیست آن را به شکل مستقیم به مخاطب توضیح دهیم. این فیلم‌ساز درباره نحوه تولید «سرو سپید سرخ» نیز اظهار کرد: فصل اول یک کار جهادی بود و فصل دوم نیز در جهت همان مسیر ساخته شد. دوستانی که برای چنین کارهایی می‌آیند، دلی می‌آیند و همه چیز با دل انجام می‌شود. طبیعتاً وقتی طرح باید در مدت کوتاهی تولید شود، اگر همدلی و انگیزه در میان عوامل وجود نداشته باشد، امکان پیش رفتن کار وجود ندارد. «مهکام» افزود: «سرو سپید سرخ» طرح خوبی است که من داوطلبانه به سمت آن رفتم و دوستان نیز من را پذیرفتند. این طرح، کاری بزرگ و مهم بود که با سرعت ساخته شد و به نظرم نفس این اتفاق اهمیت زیادی داشت.
«یاسین مسعودی» بازیگر اپیزود «بی‌چهرگان» در سریال «سرو سپید سرخ 2» نقش امیرپرویز دریایی را بازی کرده است؛ مردی از دل جامعه که در جریان اتفاقات، تصمیم می‌گیرد نسبت به آن چه در پیرامونش می‌گذرد، بی‌توجه نباشد. وی درباره نقش خود در این اپیزود گفت: امیرپرویز دریایی، شخصیتی بود که در این قصه نقش او را بازی کردم. در همان دورخوانی توانستم شخصیت را به‌خوبی درک کنم. من همیشه سعی می‌کنم آدم‌ها را بشناسم، چون به‌عنوان بازیگر دائماً با مردم و شخصیت‌های مختلف مواجه هستم و شناخت آدم‌ها برایم اهمیت زیادی دارد. در جلسه دوم دورخوانی به درک خوبی از این شخصیت رسیدم و «دانش اقباشاوی» کارگردان کار نیز معتقد بود که مختصات شخصیت را به‌خوبی دریافته‌ام. وی افزود: این شخصیت در ابتدا قرار بود یک پاکبان شهرداری باشد، اما در جریان دورخوانی، کارگردان به این نتیجه رسید که شخصیت را به یک تکنسین گاز تبدیل کند. امیرپرویز از دل مردم می‌آید؛ او زندگی و کار خودش را دارد و در ابتدا نیز پیش‌بینی نمی‌کند که چه اتفاقاتی قرار است رخ دهد، اما به اندازه‌ای عِرق ملی و احساس مسئولیت دارد که وقتی در میانه اتفاقات قرار می‌گیرد، واکنش نشان می‌دهد و تصمیم می‌گیرد موضوع را دنبال کند و برای حل آن کاری انجام دهد. این بازیگر درباره نحوه نزدیک شدن به شخصیت اظهار کرد: من از آدم‌های مختلف نکته‌برداری می‌کنم و رفتارهای آن‌ها برایم منبع شناخت شخصیت است. بر همین اساس تلاش کردم امیرپرویز را گل‌درشت بازی نکنم. با «دانش اقباشاوی» گفت‌وگوهای زیادی داشتیم و درباره کم‌وزیاد کردن بعضی رفتارها صحبت کردیم تا شخصیت به سمت اغراق نرود. خودم هم تمرین زیادی کردم تا بتوانم به نقش نزدیک شوم. برای من این کار صرفاً یک اثر اپیزودیک نبود و از ابتدا با چشم یک کار سینمایی به آن نگاه می‌کردم. گروه بسیار همراه و همدل بودند و با وجود فشردگی پیش‌تولید و ضبط، شکل کار برای من کاملاً سینمایی بود. همین همراهی گروه کمک کرد تا بتوانیم در زمان محدود، به شخصیت و فضای قصه نزدیک شویم.