printlogo


قاب هایی از مقاومت حماسی و قهرمانانه‌
جواد کریمی راد


​​​​​​​
سریال «خاک سرخ» مجموعه نام آشنا و خاطره انگیز تلویزیونی به کارگردانی «ابراهیم حاتمی کیا» است که سال ۱۳۸۱ از شبکه اول سیما پخش شد و این روزها در حال بازپخش از شبکه آی فیلم است. داستان این سریال درباره دختری به نام «لیلا» است که در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از خانواده اش جدا شده و در جست و جوی کشف هویت خود است. او می‌خواهد با کسی که دوستش دارد، ازدواج کند، اما در شب عروسی‌اش می‌فهمد که پدر و مادرش افراد دیگری هستند. «لیل»ا سراغ آن ها را می‌گیرد و تا خرمشهر که جنگ تحمیلی رخ داده می‌رود. در میانه راه، همسرش با بمباران جنگنده‌های عراقی شهید می‌شود و او تنها به شهری غریب می‌رود. «لیلا» در آن جا مادرش را می‌یابد اما پدرش اسیر عراقی‌ها می‌شود و فقط می‌توانند از بین دیواری، همدیگر را ببینند. پرویزپرستویی، مهتاب کرامتی، هما روستا، لاله اسکندری، حبیب رضایی، بهناز جعفری، محمد مختاری، امیرآقایی، حسین شیدایی، مهدی ساکی، شهین علیزاده، محمد یگانه، حسین افشار، مریم بوبانی، سیروس همتی، ساحره متین، مسعود جلالی، محمدرضا کاشفی، شهرام قائدی، امیرکاوه آهنین جان، عباس بیگدلی، علی بوریان، ابوالفضل شاه کرم، فرشید نوابی و پریسا وثوقی از جمله هنرمندانی بودند که در این سریال به عنوان بازیگر حضور داشتند. «ابراهیم حاتمی‌کیا» کارگردان مشهور و کاربلدی است که اسمش با ساخت فیلم هایی با موضوع جنگ و دفاع مقدس گره خورده است. این کارگردان در اولین سریال تلویزیونی خود یعنی «خاک سرخ» نیز سراغ همین ژانر رفت و سریالی زیبا از خود به یادگار گذاشت.
 «حاتمی‌کیا» تا قبل از اولین سریالش، فیلم‌های سینمایی «دیده‌بان»، «مهاجر»، «وصل نیکان»، «از کرخه تا راین» «بوی پیراهن یوسف»، «ارتفاع پست» و «آژانس شیشه‌ای» را ساخته بود که همگی فیلم‌های موفقی بودند. سفر قهرمان داستان در حساس‌ترین برهه‌ زندگی‌اش، یعنی زمان ازدواج آغاز می‌شود و تا دویدن در پی هویت خود ادامه پیدا می‌کند. مخاطب از همین جا متوجه می‌شود ریشه و هویت قهرمان سردرگم ما و بازگشت به اصل خود آن‌قدر مهم است که او درد جدایی را به جان می‌خرد و به‌سمت تقدیری ناشناخته رهسپار می‌شود، تا جایی که در طول سفر همسرش را از دست می‌دهد اما ارزش هویت هم چنان برایش برقرار است و او را به‌سمت خود می‌کشد. از دست دادن همسر و سوگ او تنها یکی از رنج‌ها و دشواری‌های سفر قهرمان است. این سفر آغاز شده و تا بازیابی هویت و ریشه با همه‌ دشواری‌هایش ادامه پیدا خواهد کرد؛ حتی دیدن رنج اسارت پدر. سفر ظاهراً در بیرون از شخصیت اتفاق می‌افتد ولی بروز آن در درون شخصیت نیز هویدا می‌شود؛ مثلاً در جایی که «لیلا» با نوزادی در کارتون روبه‌رو می‌شود و هر چه می‌گوید کودک متعلق به او نیست مرد حرفش را باور نمی‌کند یا در جای دیگری که «لیلا» با چند پسربچه و دختربچه در اتاقکی گرفتار می شود، در حالی که عراقی‌ها شهر را به گلوله بسته‌اند یا در انتهای سریال، جایی که «لیلا» مجبور می‌شود پدرش را برای اولین دیدار از پشت دیوارها تماشا کند. از طرف دیگر «لیالی» در نقش مادر در این شهر جنگ‌زده به‌دنبال دخترش می‌گردد و تا پیدا شدن دخترش، شهر اشغال‌شده را تَرک نمی‌کند، چون می‌داند دخترش هم در این شهر توسط اشغالگران به‌دنبال او می‌گردد. «خاک سرخ» بهترین سریالی بود که جنگ شهرها را با همه دلهره‌ها و دهشتناک بودنش به نمایش گذاشت. هدف از جنگ شهرها در هم شکستن روحیه‌ مردم است. سریال خاک سرخ نمایش جنگ شهرها، عجین شده با عشق به خانواده و ترس از دست دادن عزیزان بود که غیرت و عشق به وطن در کنار امید به آینده، غمِ سوگ آن را التیام می‌بخشید. «خاک سرخ» استعاری از زمین و خاک خرمشهر است که در دوران جنگ به «خونین شهر» مشهور شده بود. «خاک سرخ» چهره‌ واقعی یک جنگ تحمیلی و مقاومت حماسی و قهرمانانه‌ مردان و زنانی است که با تمام توان از سرزمین‌شان دفاع می کنند. این سریال از جنگ، مقاومت خرمشهر، جست‌وجوی هویت، تاریخ معاصر و البته عشق می‌گوید. اصلاً نوع نگاه فیلم‌ساز به جنگ در سریال «خاک سرخ»، نگاهی لطیف و عاشقانه و البته رئال است و همین او را از دیگر فیلم‌سازان هم‌عصر خود جدا می‌کند. البته حضور خود «ابراهیم حاتمی‌کیا» در بطن جنگ در به وجود آمدن چنین نگاهی بسیار مؤثر بوده است. 
رابطه‌ عاشقانه و دغدغه‌مند «ایرج» و «لیالی» و غیرت و توجه «امیر» به «لعیا» از گوشه‌های به‌یادماندنی سریال‌ است. از طرف دیگر نقش بازی خیره‌کننده‌ بازیگران اصلی و فرعی این فیلم در موفقیتش را نیز نباید از نظر دور داشت. یکی از مؤلفه‌های قابل اتکایی که توانست این مجموعه داستانی را در کنار دیگر مؤلفه‌های فنی و هنری اش به سریالی پرطرفداری تبدیل کند، موسیقی متن و تیتراژ اثر به هنرمندی «محمدرضا علیقلی» است که اگرچه در این سال‌ها آن چنان که باید در حوزه‌های آهنگسازی فعالیت مستمری ندارد، ولی در دهه‌های پیشین از او آثار و ملودی‌های تولید و در بستر سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی به گوش مخاطب رسید که بسیاری از آن ها را می‌توان در ردیف خاطره سازهای این عرصه قرار داد، مسیری که در گزاره‌های رسانه‌ای متعددی درباره آن چه «علیقلی» و هم نسلانش به موسیقی سینمای ایران اضافه کردند حرف‌های زیادی زده شده و این هنرمند را به یکی از شاخص ترین آهنگسازان عرصه تصویر تبدیل کرده است. طبیعتاً در این چارچوب، موسیقی متن و تیتراژ سریال «خاک سرخ» هم از این قاعده مستثنا نبوده و «محمدرضا علیقلی» به واسطه تسلط و آگاهی که در این عرصه داشته تلاش کرده تا در یک هم خوانی مترادف با «ابراهیم حاتمی کیا» که روی موسیقی فیلم‌های تعصب و حساسیت عجیب و غریبی دارد، فضای در خدمت اثری را به گوش شنیداری مخاطب این سریال منتقل کند، مسیری که به نظر می‌آید باری به هر جهت نیست و آهنگساز سعی کرده با استفاده از سازبندی و صدایی که هرکدام از آن ها می‌تواند معانی روانی مختلفی به همراه داشته باشد، نوعی از آوا و موسیقی را متولد کند که می‌توان در آن علاوه بر حس و حال یک سریال با مضمون دفاع مقدس، مفاهیم دیگری را نیز جست و جو کرد. چارچوبی که «علیقلی» چه در این سریال و چه در دیگر آثارش روی آن تمرکز و حساسیت ویژه ای داشته و اتفاقاً همین وسواس بوده که توانسته وی را به عنوان یکی از آهنگسازان مؤلف سینما و تلویزیون معرفی کند.