printlogo


واکاوی یک دیدار تاریخی با موضوع تمدنی

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا چند روز پیش در سخنانی در یونان، صریحاً به سابقه تمدنی ایران حمله کردو عملاً از جنگ تمدنی با ایران پرده برداشت. در حالی که ترامپ در هشت ماه گذشته بارها تهدید به نابودی تمدن ایران کرده است، وزیر خارجه‌اش  هم در یونان، هخامنشیان را غارتگرانی مخرب وحشی و دشمن تمدن خواند که یونان را به خاک و خون کشیدند؛ این اظهارات در حالی صورت گرفت که آمریکا در ادعایی دروغین و ریاکارانه همواره ادعای تفکیک میان دولت و ملت ایران را داشته است، اما این حمله به سابقه درخشان  وکهن تمدنی، نقاب از چهره واقعی و پلید سیاست‌های آمریکا برداشت و نشان داد که هدف آن ها فراتر از مسائل سیاسی، تخریب هویت تاریخی ایرانیان است. آمریکایی ها که در طول سال های متمادی از طریق ابزارهای مختلف رسانه ای تلاش کرده بودند خود را به ظاهر طرفدار مردم ایران نشان دهند و بین مردم و حکومت ایران جدایی بیندازد، وقتی پس از جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، مقاومت و حمایت همه جانبه و جانانه مردم و ملت ایران را در حمایت از اسلام، ایران، انقلاب اسلامی و جفرایای تمدنی این سرزمین کهن و تاریخی دیدند به یک باره از چهره نفاق و دورویی نقاب انداختند و مستقیماً گذشته و تاریخ و تمدن چندین هزار ساله ایران را نشانه گرفتند، به امید این که بتوانند افکار عمومی غرب و غرب پرستان را با خود همراه کنند تا به خیال خام خود، اجماعی ضد ملت بزرگ ایران ایجاد کنند، غافل از این که با این اقدمات نسنجیده و خام خود، هم مردم دنیا را نسبت به تمدن کهن ایران بزرگ بیشتر آشنا و متفکران و اندیشمندان منصف غربی را وادار به واکنش می کنند و هم باعث انسجام، وحدت، همبستگی و یک صدایی ایران دوستان و عاشقان جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج کشور می شوند. اما این ایام(از 19 تا 26 مهر) هر ساله مصادف است با سالروز سفر پر خیر وبرکت و تاریخی امام شهید انقلاب و قائد شهید جهان اسلام به استان خراسان شمالی، «سرزمین باب الرضا(ع)،گنجینه فرهنگ ها و معرفت ها» که پس از 14 سال همچنان آثار و برکات این سفر تاریخی در استان نمایان و ماندگار است. امام شهید انقلاب در آن سفر تاریخی، دیدارهای مهمی با اقشار مختلف مردم در شهرهای استان انجام دادند که یکی از این دیدارهای مهم و مؤثر، دیدار با جوانان استان خراسان شمالی در 23 مهر 1391 در مصلای امام خمینی(ره) بجنورد بود. امام شهید انقلاب در این دیدار، محور اصلی بیانات خود را بر محور پیشرفت جامعه اسلامی عنوان و بیان کردند که یکی از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامی عبارت است از سبک زندگی کردن، رفتار اجتماعی و شیوه‌ زیستن که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامی، ایجاد یک تمدن نوین اسلامی است. با توجه به تقارن این ایام با سفر پرخیر و برکت امام شهید انقلاب به استان خراسان شمالی و همچنین توهین آشکار مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا به گذشته و تمدن کهن ایران عزیز، «احمد عارفخانی»، قائم مقام صدا و سیمای خراسان شمالی، کارشناس حوزه گفتمان انقلاب اسلامی و نویسنده کتاب «اندیشه های سیاسی مقام معظم رهبری» به واکاوی و بازخوانی بیانات قائد شهید انقلاب با موضوع تمدن نوین اسلامی در دیدار جوانان خراسان شمالی در بجنورد پرداخته است که تقدیم خوانندگان عزیز می شود.    


​​​​​​​


 هدف انقلاب اسلامی، ایجاد یک تمدن نوین اسلامی است
 ما اگر پیشرفت همه‌جانبه را به معنای تمدن‌سازی نوین اسلامی بگیریم - بالاخره یک مصداق عینی و خارجی برای پیشرفت با مفهوم اسلامی وجود دارد؛ اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامی، ایجاد یک تمدن نوین اسلامی است؛ این محاسبه درستی است - این تمدن نوین دو بخش دارد: یک بخش، بخش ابزاری است؛ یک بخش دیگر، بخش متنی و اصلی و اساسی است. به هر دو بخش باید رسید.

 بخش ابزاری تمدن چیست؟
 آن بخش ابزاری چیست؟ بخش ابزاری عبارت است از همین ارزش هایی که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح می کنیم: علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسی و نظامی، اعتبار بین‌المللی، تبلیغ و ابزارهای تبلیغ؛ این ها همه بخش ابزاری تمدن است؛ وسیله است. البته ما در این بخش در کشور پیشرفت خوبی داشته‌ایم. 

 بخش حقیقی تمدن چیست؟
 اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل می دهد؛ که همان سبک زندگی است که عرض کردیم. این، بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مثل مسئله خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسئله‌ خط، مسئله‌ زبان، مسئله‌ کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌ای که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهای ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ این ها آن بخش های اصلی تمدن است، که متن زندگی انسان است.

 عقل معاش در تمدن نوین اسلامی چیست؟
 تمدن نوین اسلامی - آن چیزی که ما می خواهیم عرضه کنیم - در بخش اصلی، از این چیزها تشکیل می شود؛ این ها متن زندگی است؛ این همان چیزی است که در اصطلاح اسلامی به آن می گویند: عقل معاش. عقل معاش، فقط به معنای پول در آوردن و پول خرج کردن نیست، که چگونه پول در بیاوریم، چگونه پول خرج کنیم؛ نه، همه‌ این عرصه‌ وسیعی که گفته شد، جزو عقل معاش است. در کتب حدیثىِ اصیل و مهم ما ابوابی وجود دارد به نام «کتاب‌العشرة»؛ آن کتاب‌العشرة درباره‌ همین چیزهاست. در خود قرآن کریم آیات فراوانی وجود دارد که ناظر به این چیزهاست.

 بخش نرم‌افزاری تمدن اسلامی، متن زندگی است
 خب، می شود این بخش را به منزله‌ بخش نرم‌افزاری تمدن به حساب آورد؛ و آن بخش اول را، بخش های سخت‌افزاری به حساب آورد. اگر ما در این بخشی که متن زندگی است، پیشرفت نکنیم، همه‌ پیشرفت هایی که در بخش اول کردیم، نمی تواند ما را رستگار کند؛ نمی تواند به ما امنیت و آرامش روانی ببخشد؛ همچنان که می‌بینید در دنیای غرب نتوانسته؛ در آن جا افسردگی هست، ناامیدی هست، از درون به هم ریختن هست، عدم امنیت انسان ها در اجتماع و در خانواده هست، بی‌هدفی و پوچی هست؛ با این که ثروت هست، بمب اتم هست، پیشرفت های گوناگون علمی هست، قدرت نظامی هم هست.

 باید بخش اصلی تمدن را اصلاح کنیم 
 اصل قضیه این است که ما بتوانیم متن زندگی را، این بخش اصلی تمدن را اصلاح کنیم. البته در انقلاب، در این بخش، پیشرفت ما چشمگیر نیست؛ در این زمینه، ما مثل بخش اول حرکت نکردیم، پیشرفت نکردیم. خب، باید آسیب‌شناسی کنیم؛ چرا ما در این بخش پیشرفت نکردیم؟ بعد از آن که علت ها را پیدا کردیم، آن وقت بپردازیم به این که چگونه می توانیم این ها را علاج کنیم. 

 اصلاح بخش اصلی تمدن به عهده کیست 
این ها به عهده کیست؟ به عهده نخبگان - نخبگان فکری، نخبگان سیاسی - به عهده شما، به عهده‌ جوان ها. اگر در محیط اجتماعی ما گفتمانی به وجود بیاید که ناظر به رفع آسیب ها در این زمینه باشد، می توان مطمئن بود با نشاطی که نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران دارند، با استعدادی که وجود دارد، ما در این بخش پیشرفت های خوبی خواهیم کرد؛ آن وقت درخشندگی ملت ایران در دنیا و گسترش اندیشه‌ اسلامىِ ملت ایران و انقلاب اسلامی ایران در دنیا آسان تر خواهد شد. باید آسیب‌شناسی کنید و بعد علاج کنید. نخبگان موظفند، حوزه موظف است، دانشگاه موظف است، رسانه‌ها موظفند، تریبون‌دارها موظفند؛ مدیران بسیاری از دستگاه‌ها، به خصوص دستگاه‌هایی که با فرهنگ و تربیت و تعلیم سر و کار دارند، موظفند؛ کسانی که برای دانشگاه‌ها یا برای مدارس برنامه‌ریزی آموزشی می کنند، در این زمینه موظفند؛ کسانی که سرفصل های آموزشی را برای کتاب های درسی تعیین می کنند، موظفند. این ها همه یک وظیفه‌ای است بر دوش همه. باید ما همگی به خودمان نهیب بزنیم. در این زمینه باید کار کنیم، حرکت کنیم.

 باید در حوزه تمدن آسیب‌شناسی کنیم
 بنابراین باید آسیب‌شناسی کنیم؛ یعنی توجه به آسیب هایی که در این زمینه وجود دارد و جست و جو از علل این آسیب ها. البته ما اینجا نمی خواهیم مسئله را تمام‌شده فرض کنیم؛ فهرستی مطرح می کنیم: چرا فرهنگ کار جمعی در جامعه‌ ما ضعیف است؟ این یک آسیب است. با این که کار جمعی را غربی‌ها به اسم خودشان ثبت کرده‌اند، اما اسلام خیلی قبل از این ها گفته است: «تعاونوا علی البرّ و التّقوی»(مائده: آیه2) یا: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا»(آل عمران: آیه ۱۰۳) یعنی حتی اعتصام به حبل‌اللّه هم باید دسته‌جمعی باشد؛ «و لا تفرّقوا»(آل عمران: آیه ۱۰۳). چرا در برخی از بخش های کشورمان طلاق زیاد است؟ چرا در برخی از بخش های کشورمان روی آوردن جوان ها به مواد مخدر زیاد است؟ چرا در روابط همسایگی‌مان رعایت های لازم را نمی کنیم؟ چرا صله‌ رحم در بین ما ضعیف است؟ چرا در زمینه‌ فرهنگ رانندگی در خیابان، ما مردمان منضبطی به طور کامل نیستیم؟ این آسیب است. رفت‌وآمد در خیابان، یکی از مسائل ماست؛ مسئله‌ کوچکی هم نیست، مسئله‌ اساسی است. آپارتمان‌نشینی چقدر برای ما ضروری است؟ چقدر درست است؟ چه الزاماتی دارد که باید آن ها را رعایت کرد؟ چقدر آن الزامات را رعایت می کنیم؟ الگوی تفریح سالم چیست؟ نوع معماری در جامعه ما چگونه است؟ ببینید چقدر این مسائل متنوع و فراگیرِ همه‌ بخش های زندگی، داخل در این مقوله‌ سبک زندگی است؛ در این بخش اصلی و حقیقی و واقعی تمدن، که رفتارهای ماست. چقدر نوع معماری کنونی ما متناسب با نیازهای ماست؟ چقدر عقلانی و منطقی است؟ طراحی لباسمان چطور؟ مسئله‌ آرایش در بین مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفید است؟ آیا ما در بازار، در ادارات، در معاشرت های روزانه، به همدیگر به طور کامل راست می گوییم؟ در بین ما دروغ چقدر رواج دارد؟ چرا پشت سر یکدیگر حرف می زنیم؟ بعضی‌ها با داشتن توان کار، از کار می گریزند؛ علت کارگریزی چیست؟ در محیط اجتماعی، برخی‌ها پرخاشگری‌های بی‌مورد می کنند؛ علت پرخاشگری و بی‌صبری و نابردباری در میان بعضی از ماها چیست؟ حقوق افراد را چقدر مراعات می کنیم؟ در رسانه‌ها چقدر مراعات می شود؟ در اینترنت چقدر مراعات می شود؟ چقدر به قانون احترام می کنیم؟ علت قانون‌گریزی - که یک بیماری خطرناکی است - در برخی از مردم چیست؟ وجدان کاری در جامعه چقدر وجود دارد؟ انضباط اجتماعی در جامعه چقدر وجود دارد؟ محکم‌کاری در تولید چقدر وجود دارد؟ تولید کیفی در بخش های مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟ چرا برخی از حرف های خوب، نظرهای خوب، ایده‌های خوب، در حد رؤیا و حرف باقی می ماند؟ که دیدید اشاره کردند. چرا به ما می گویند که ساعات مفید کار در دستگاه‌های اداری ما کم است؟ هشت ساعت کار باید به قدر هشت ساعت فایده داشته باشد؛ چرا به قدر یک ساعت یا نیم ساعت یا دو ساعت؟ مشکل کجاست؟ چرا در بین بسیاری از مردم ما مصرف‌گرایی رواج دارد؟ آیا مصرف‌گرایی افتخار است؟ مصرف‌گرایی یعنی این که ما هرچه گیر می‌آوریم، صرف اموری کنیم که جزو ضروریات زندگی ما نیست. چه کنیم که ریشه‌ ربا در جامعه قطع شود؟ چه کنیم که حق همسر - حق زن، حق شوهر - حق فرزندان رعایت شود؟ چه کنیم که طلاق و فروپاشی خانواده، آن چنان که در غرب رایج است، در بین ما رواج پیدا نکند؟ چه کنیم که زن در جامعه‌ ما، هم کرامتش حفظ شود و عزت خانوادگی‌اش محفوظ بماند، هم بتواند وظایف اجتماعی‌اش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعی و خانوادگی‌اش محفوظ بماند؟ چه کنیم که زن مجبور نباشد بین این چند تا، یکی‌اش را انتخاب کند؟ این ها جزو مسائل اساسی ماست. حد زاد و ولد در جامعه‌ ما چیست؟ من اشاره کردم؛ یک تصمیمِ زمان‌دار و نیاز به زمان و مقطعی را انتخاب کردیم، گرفتیم، بعد زمانش یادمان رفت! مثلاً فرض کنید به شما بگویند آقا این شیر آب را یک ساعت باز کنید، بعد شما شیر را باز کنی و بروی! ماها رفتیم، غافل شدیم؛ ده سال، پانزده سال. بعد حالا به ما گزارش می دهند که آقا جامعه ما در آینده نه چندان دوری، جامعه‌ پیر خواهد شد؛ این چهره‌ جوانی که امروز جامعه‌ ایرانی دارد، از او گرفته خواهد شد. حد زاد و ولد چقدر است؟ چرا در بعضی از شهرهای بزرگ، خانه‌های مجردی وجود دارد؟ این بیماری غربی چگونه در جامعه‌ ما نفوذ کرده است؟ تجمل‌گرایی چیست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه کار کنیم که از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟ این ها بخشهای گوناگونی از مسائل سبک زندگی است، و ده‌ها مسئله از این قبیل وجود دارد؛ که بعضی از این هایی که من گفتم، مهمتر است. این یک فهرستی است از آن چیزهایی که متن تمدن را تشکیل می دهد. قضاوت درباره‌ یک تمدن، مبتنی بر این هاست.

 نمی شود یک تمدن را به صرف این که ماشین دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت کرد

 نمی شود یک تمدن را به صرف این که ماشین دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت کرد و تحسین کرد؛ در حالی که در داخل آن، این مشکلات فراوان، سراسر جامعه و زندگی مردم را فرا گرفته. اصل این هاست؛ آن ها ابزاری است برای این که این بخش تأمین شود، تا مردم احساس آسایش کنند، با امید زندگی کنند، با امنیت زندگی کنند، پیش بروند، حرکت کنند، تعالی انسانىِ مطلوب پیدا کنند.

 هیچ ملتی که داعیه‌ تمدن‌سازی دارد، بدون ایدئولوژی نمی تواند حرکت کند 
در این جا یک مغالطه‌ای وجود دارد، که من برای شما جوان ها عرض بکنم: چند تا فیلسوف‌نمای غربی عنوان «ایدئولوژی‌زدایی» را مطرح کردند. می‌بینید گاهی در بعضی از این مقالات روشنفکری، عنوان «ایدئولوژی‌زدایی» مطرح می شود: آقا جامعه را با ایدئولوژی نمی شود اداره کرد. چند تا فیلسوف یا فیلسوف‌نمای غربی این را گفته‌اند؛ یک عده‌ای هم این جا طوطی‌وار، بدون این که عمق این حرف را درک کنند، بدون این که ابعاد این حرف را بفهمند چیست، همان را تکرار کردند، باز هم تکرار می کنند. هیچ ملتی که داعیه‌ تمدن‌سازی دارد، بدون ایدئولوژی نمی تواند حرکت کند و تا امروز حرکت نکرده است. هیچ ملتی بدون دارا بودن یک فکر و یک ایدئولوژی و یک مکتب نمیتواند تمدن‌سازی کند. 

 بدون داشتن یک مکتب، بدون داشتن یک فکر و یک ایمان، تمدن‌سازی امکان ندارد
همین هایی که امروز شما ملاحظه می کنید در دنیا تمدن مادی را به وجود آورده‌اند، این ها با ایدئولوژی وارد شدند؛ صریح هم گفتند؛ گفتند ما کمونیستیم، گفتند ما کاپیتالیستیم، گفتند ما به اقتصاد سرمایه‌داری اعتقاد داریم؛ مطرح کردند، به آن اعتقاد ورزیدند، دنبالش کار کردند؛ البته زحماتی هم متحمل شدند، هزینه‌ای هم بر دوش آن ها گذاشته شد. بدون داشتن یک مکتب، بدون داشتن یک فکر و یک ایمان و بدون تلاش برای آن و پرداختن هزینه‌های آن، تمدن‌سازی امکان ندارد.

 برخی کشورها مقلدند؛ این ها تمدن‌ساز نیستند
 البته بعضی از کشورها مقلدند؛ از غرب، از سازندگان تمدن مادی یک چیزی را گرفته‌اند، زندگی خودشان را بر اساس آن شکل داده‌اند. بله، این ها ممکن است به یک پیشرفتهایی هم برسند، به یک پیشرفت های صوری و سطحی هم می رسند، اما مقلدند؛ این ها تمدن‌ساز نیستند، این ها بی‌ریشه و آسیب‌پذیرند؛ اگر چنانچه یک طوفانی به وجود بیاید، این ها از بین خواهند رفت؛ چون ریشه‌دار نیستند. علاوه بر این که کار آن ها تقلید است و تقلید پدرشان را در می‌آورد، برخی از منافع تمدن مادی غرب گیرشان می‌آید و بسیاری‌اش گیرشان نمی‌آید، اما همه زیان های آن ها گیرشان می‌آید.

 امروز مشکلات تمدن غرب نمایان شده است 
 من نمی خواهم از کشورها اسم بیاورم. بعضی از کشورها هستند که رشد اقتصادی آن ها به عنوان یک الگو، در گفتار و نوشتار برخی از روشنفکران ما مطرح می شود. بله، ممکن است آن ها به یک صنعتی هم دست پیدا کرده باشند، پیشرفتی هم در زمینه مادی یا در زمینه علم و صنعت کرده باشند، اما اولاً مقلدند؛ ذلت تقلید و فرودستی تقلید، روی پیشانی آن ها حک شده؛ علاوه‌ بر این، همه‌ آسیب های تمدن کنونی مادی غرب را آن ها دارند، ولی اکثر منافعش را ندارند. امروز این تمدن مادی غرب دارد نشان می دهد مشکلاتی را که برای بشریت و برای پیروان خودش به وجود آورده.

 بدون مکتب و بدون ایدئولوژی نمی توان یک تمدن را به وجود آورد
 پس بدون مکتب و بدون ایدئولوژی نمی توان یک تمدن را به وجود آورد؛ احتیاج به ایمان است. این تمدن دارای علم خواهد بود، دارای صنعت هم خواهد بود، دارای پیشرفت هم خواهد بود؛ و این مکتب، هدایت کننده و اداره کننده‌ همه‌ این ها خواهد شد. آن که مکتب توحید را مبنای کار خودش قرار می دهد، آن جامعه‌ای که به دنبال توحید حرکت می کند، همه‌ این خیراتی را که متوقف بر تمدن‌سازی است، به دست خواهد آورد؛ یک تمدن بزرگ و عمیق و ریشه‌دار خواهد ساخت و فکر و فرهنگِ خودش را در دنیا گسترش خواهد داد. بنابراین، این مطلب اول، که احتیاج به ایمان است. کشاندن جامعه به بی‌ایمانی، یکی از همان توطئه‌هایی است که دشمنان تمدن‌سازی اسلامی دنبال آن بوده‌اند و الان هم با شدت این را دارند دنبال می کنند.

 باید بگوییم برخی بی‌اطلاعند، تاریخ نخوانده‌اند
 امروز در محیط های روشنفکری، کسانی هستند با شکل های گوناگون، با قد و قواره‌های گوناگون، این ها ما را از شعارهای مکتبی برحذر می دارند؛ دوران اوج شعارهای مکتبی را که دهه‌ ۶۰ است، زیر سؤال می برند؛ امروز هم از تکرار شعارهای مکتبی و شعارهای انقلابی و اسلامی، خودشان واهمه دارند و می خواهند در دل دیگران واهمه بیندازند؛ می گویند آقا، هزینه دارد، دردسر دارد، تحریم دارد، تهدید دارد. نگاه خوشبینانه این است که بگوییم این ها تاریخ نخوانده‌اند - البته نگاه‌های بدبینانه هم وجود دارد – این ها اگر تاریخ خوانده بودند و اطلاع داشتند از سرگذشت و منشأ و مبدأ تمدن هایی که وجود دارد و همین تمدن مادی غرب که امروز می خواهد دنیا را فتح تصرف کند و این حرف را نمی زدند. باید بگوییم این ها بی‌اطلاعند، تاریخ نخوانده‌اند.

 در درجه‌ اول، نیاز تمدن‌سازىِ اسلامىِ نوین به ایمان است 
 پس در درجه اول، نیاز تمدن‌سازىِ اسلامىِ نوین به ایمان است. این ایمان را ما معتقدین به اسلام، پیدا کرده‌ایم. ایمان ما، ایمان به اسلام است. در اخلاقیات اسلام، در آداب زندگی اسلامی، همه آن چه را که مورد نیاز ماست، می توانیم پیدا کنیم؛ باید این ها را محور بحث و تحقیقِ خودمان قرار دهیم. ما در فقه اسلامی و حقوق اسلامی زیاد کار کرده‌ایم؛ باید در اخلاق اسلامی و عقل عملی اسلامی هم یک کار پرحجم و باکیفیتی انجام دهیم - حوزه‌ها مسئولیت دارند، دانشوران مسئولیت دارند، محققان و پژوهشگران مسئولیت دارند، دانشگاه مسئولیت دارد - آن را مبنای برنامه‌ریزی‌مان قرار دهیم، آن را در آموزش های خودمان وارد کنیم؛ این چیزی است که امروز ما به آن احتیاج داریم و باید دنبال کنیم. 

 ما برای ساختن این بخش[حقیقی] از تمدن نوین اسلامی، به شدت باید از تقلید پرهیز کنیم
ما برای ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامی، به شدت باید از تقلید پرهیز کنیم؛ تقلید از آن کسانی که سعی دارند روش های زندگی و سبک و سلوک زندگی را به ملت ها تحمیل کنند. امروز مظهر کامل و تنها مظهر این زورگویی و تحمیل، تمدن غربی است. نه این که ما بنای دشمنی با غرب و ستیزه‌گری با غرب داشته باشیم - این حرف، ناشی از بررسی است - ستیزه‌گری و دشمنىِ احساساتی نیست. بعضی به مجرد این که اسم غرب و تمدن غرب و شیوه‌های غرب و توطئه‌ غرب و دشمنی غرب می‌آید، حمل می کنند بر غرب‌ستیزی: آقا، شماها با غرب دشمنید. نه، ما با غرب پدرکشتگىِ آن چنانی نداریم - البته پدرکشتگی داریم! - غرض نداریم. این حرف، بررسی‌شده است.

 فرهنگ غرب، فرهنگ نابودکننده‌ فرهنگ هاست
 تقلید از غرب برای کشورهایی که این تقلید را برای خودشان روا دانستند و عمل کردند، جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده؛ حتی آن کشورهایی که به ظاهر به صنعتی و اختراعی و ثروتی هم رسیدند، اما مقلد بودند. علت این است که فرهنگ غرب، یک فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودکننده‌ی فرهنگ هاست. هرجا غربی‌ها وارد شدند، فرهنگ های بومی را نابود کردند، بنیان های اساسىِ اجتماعی را از بین بردند؛ تا آن جایی که توانستند، تاریخ ملت ها را تغییر دادند، زبان آن ها را تغییر دادند، خط آن ها را تغییر دادند.

 هر جا انگلیس‌ها وارد شدند، زبان مردم بومی را تبدیل کردند به انگلیسی
 هر جا انگلیس‌ها وارد شدند، زبان مردم بومی را تبدیل کردند به انگلیسی؛ اگر زبان رقیبی وجود داشت، آن را از بین بردند. در شبه‌قاره‌ هند، زبان فارسی چند قرن زبان رسمی بود؛ تمام نوشتجات، مکاتبات دستگاه‌های حکومتی، دولتی، مردم، دانشوران، مدارس عمده، شخصیت های برجسته، با زبان فارسی انجام می گرفت. انگلیس‌ها آمدند زبان فارسی را با زور در هند ممنوع کردند، زبان انگلیسی را رایج کردند. شبه‌قاره‌ هند که یکی از کانون های زبان فارسی بوده، امروز در آن جا زبان فارسی غریب است؛ اما زبان انگلیسی، زبان دیوانی است؛ مکاتبات دولتی با انگلیسی است، حرف زدن غالب نخبگانشان با انگلیسی است - باید انگلیسی حرف بزنند - این تحمیل شده. در همه‌ کشورهایی که انگلیس‌ها در دوران استعمار در آن جا حضور داشتند، این اتفاق افتاده است؛ تحمیل شده است. 

 فرهنگ غربی، فرهنگ مهاجم است؛ هرجا وارد شود، هویت‌زدایی می کند
بعضی از وزرا و نخبگان سیاسی دستگاه پهلوی که جنبه‌ فرهنگی داشتند، این ها عامل غرب بودند برای دگرگون کردن فرهنگ کشورمان؛ و هرچه توانستند، کردند؛ یک مقوله‌اش مسئله‌ کشف حجاب بود، یک مقوله‌اش فشار بر روحانیون و زدودن حضور روحانیون از کشور بود، و مقولات فراوان دیگری که در دوران رضاخان پهلوی دنبال می شد. فرهنگ غربی، فرهنگ مهاجم است؛ هرجا وارد شود، هویت‌زدایی می کند؛ هویت ملت ها را از بین می‌برد. فرهنگ غربی، ذهن ها را، فکرها را مادی می کند، مادی پرورش می دهد؛ هدف زندگی می شود پول و ثروت؛ آرمان های بلند، آرمان های معنوی و تعالی روحی از ذهن ها زدوده می شود. خصوصیت فرهنگ غربی این است.

 یکی از خصوصیات فرهنگ غربی، عادی‌سازی گناه است
 یکی از خصوصیات فرهنگ غربی، عادی‌سازی گناه است؛ گناه‌های جنسی را عادی می کنند. امروز این وضعیت در خود غرب به فضاحت کشیده شده؛ اول در انگلیس، بعد هم در بعضی از کشورهای دیگر و آمریکا. این گناه بزرگِ همجنس‌بازی شده یک ارزش! به فلان سیاستمدار اعتراض می کنند که چرا او با همجنس‌بازی مخالف است، یا با همجنس‌بازها مخالف است! ببینید انحطاط اخلاقی به کجا می رسد. این، فرهنگ غربی است. همچنین فروپاشی خانواده، گسترش مشروبات الکلی، گسترش مواد مخدر.

 باطن فرهنگ غربی عبارت است از همان سبک زندگی مادىِ شهوت‌آلودِ گناه‌آلودِ هویت‌زدا و ضد معنویت
فرهنگ غربی فقط هواپیما و وسایل آسایش زندگی و وسایل سرعت و سهولت نیست؛ این ها ظواهر فرهنگ غربی است، که تعیین‌کننده نیست؛ باطن فرهنگ غربی عبارت است از همان سبک زندگی مادىِ شهوت‌آلودِ گناه‌آلودِ هویت‌زدا و ضد معنویت و دشمن معنویت. شرط رسیدن به تمدن اسلامىِ نوین در درجه‌ اول این است که از تقلید غربی پرهیز شود. ما متأسفانه در طول سال های متمادی، یک چیزهایی را عادت کرده‌ایم تقلید کنیم.

 غربی‌ها از هنر برای ترویج فرهنگ غلط و منحط و هویت‌سوز حداکثر استفاده را کرده‌اند
یکی از نکاتی که باید در مواجهه‌ با دنیای غرب کاملاً به آن توجه داشت، عامل و ابزار هنری است که در اختیار غربی‌هاست. این ها از هنر حداکثر استفاده را کرده‌اند برای ترویج این فرهنگ غلط و منحط و هویت‌سوز؛ به خصوص از هنرهای نمایشی، به خصوص از سینما حداکثر استفاده را کرده‌اند. این ها به صورت پروژه‌ای یک ملت را تحت مطالعه قرار می دهند، نقاط ضعفش را پیدا می کنند، از روان‌شناس و جامعه‌شناس و مورخ و هنرمند و این ها استفاده می کنند، راه های تسلط بر این ملت را پیدا می کنند؛ بعد به فیلمساز، به فلان بنگاه هنری در هالیوود سفارش می کنند که بسازد و می سازد. بسیاری از فیلم هایی که برای ماها و برای کشورهایی نظیر ما می سازند، از این قبیل است.