
صحنهها شاید کمنور شده باشند، اما رویای تئاتر در خراسان شمالی خاموش نشده است؛ این جا هنرمندانی ایستادهاند که میان کمبودها و امیدها، هنوز به تولد دوباره هنر نمایش باور دارند. به گزارش ایرنا، در روزگاری که نور صحنهها گاه کمسو میشود و سالنهای نمایش در سکوتهای طولانی فرو میروند، تئاتر خراسان شمالی همچنان نفس میکشد؛ نفسهایی آرام، اما امیدوار. در پس این سکوت ظاهری، هنوز صدای قدمهای هنرمندانی شنیده میشود که سالهاست زندگی خود را با پردههای صحنه گره زدهاند؛ هنرمندانی که باور دارند تئاتر، حتی اگر خاموش شود، هرگز نمیمیرد. «غلامرضا داورپناه»، پیشکسوت تئاتر خراسان شمالی، یکی از همان نسلهایی است که تئاتر را نه در سالنهای مجهز، که در دل مدرسهها و جمعهای ساده اما صمیمی آغاز کرد. او متولد ۱۳۳۳ در بجنورد است؛ مردی که بیش از چهار دهه از عمر خود را در کنار صحنه و برای صحنه زیسته است. او از روزهایی میگوید که تئاتر، نه یک حرفه رسمی، بلکه یک عشق خام بود؛ عشقی که از کلاسهای درس ابتدایی و برنامههای ساده پنجشنبهها در مدرسه جوانه زد؛ همان روزهایی که اجرای یک نمایش کوتاه در برابر خانوادهها، میتوانست سرنوشت یک نوجوان را برای همیشه تغییر دهد و برای او، همین اتفاق افتاد. در مسیر رشد هنریاش، نامهایی از نسل طلایی تئاتر بجنورد را به یاد میآورد؛ هنرمندانی که با کمترین امکانات، بیشترین شور را خلق میکردند. روزهایی که صحنهها ساده بودند، اما احساسها عمیقتر از هر دکور پرزرقوبرقی جریان داشت. «داورپناه» امروز با نگاهی به گذشته، از تفاوتی بزرگ سخن میگوید؛ از زمانی که تعداد هنرمندان انگشتشمار بود و هر اجرای نمایش، حاصل هفتهها تلاش جمعی و دشواریهای بسیار. اما در کنار این سختیها، چیزی وجود داشت که امروز هم میتوان آن را حس کرد: عشق. او باور دارد که نسل امروز، نسلی توانمندتر و آگاهتر است؛ جوانانی که با دانش و استعداد وارد عرصه شدهاند و اگر فرصت درست به آنها داده شود، میتوانند آینده تئاتر استان را دگرگون کنند. در نگاه او، حضور جوانان نه تهدید، بلکه «نشانه حیات» است. با این حال، این امید در کنار دغدغههایی جدی قرار دارد؛ دغدغههایی که همچنان بر دوش تئاتر استان سنگینی میکند، از کمبود حمایتها گرفته تا چالشهایی مانند واگذاری سالنها، ثبت گروههای نمایشی و نبود ساختارهای پایدار برای استقرار گروهها. در سخنان این پیشکسوت، یک نکته بیش از همه تکرار میشود: اعتماد. او معتقد است جوانانی که با عشق وارد این عرصه میشوند، بیش از هر چیز نیازمند دیده شدن و اعتماد هستند. بیاعتمادی، میتواند همان چیزی باشد که چراغهای صحنه را خاموش کند، حتی اگر استعدادها زنده باشند. او همچنین به تغییر ذائقه مخاطب اشاره میکند؛ نسلی که امروز درگیر فضای مجازی و تصویرهای سریع و کوتاه است و کمتر فرصت توقف در برابر روایت زنده تئاتر را پیدا میکند. خانوادههایی که گاه آینده فرزندانشان را در مسیرهای امنتر و شناختهشدهتر میبینند و هنر نمایش را مسیری پرریسک تلقی میکنند. «داورپناه» با لحنی آرام اما جدی تأکید میکند که تئاتر فقط یک اجرا نیست، بلکه گفتوگویی میان هنرمند و جامعه است؛ گفتوگویی که اگر قطع شود، بخشی از هویت فرهنگی یک شهر نیز خاموش خواهد شد. او باور دارد امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان متولیان هنر و نسل جوان، پلی از درک و همراهی ساخته شود؛ پلی که بتواند استعدادها را از حاشیه به متن بیاورد و به آنها فرصت تجربه و رشد بدهد.
خاموشی کامل در کار نیست
تئاتر خراسان شمالی امروز در نقطهای ایستاده که میتوان آن را «میان خاموشی و تولد دوباره» نامید؛ جایی که گذشته، خاطرهای پررنگ از تلاش و عشق است و آینده، به دست جوانانی سپرده شده که هنوز به دنبال فرصتاند. چراغهای صحنه شاید گاهی کمنور شوند، اما خاموشی کامل در کار نیست. در دل همین کمنوری، جوانههایی در حال رشد است؛ جوانههایی که اگر حمایت شوند، میتوانند بار دیگر صحنههای بجنورد و خراسان شمالی را به روزهای پرشور و زنده بازگردانند. و شاید حقیقت تئاتر همین باشد؛ هنری که حتی در سکوت هم، در انتظار یک تشویق دوباره میتپد.