نسخه درد دیر پای اقتصاد سلامت

چرا پزشکی خانواده و نظام ارجاع، طرحی بسیار مهم در نظام سلامت است و چه کمکی به کاهش هزینه های سبد درمان و سلامت خانواده ها می کند؟ زوایای مختلف این طرح را مورد کالبدشکافی قرار داده ایم

نویسنده: زهره اسدی

مترجم:

​​​​​​​

پشت درهای بسته اتاق‌های آی‌سی‌یو، در راهروهای شلوغ و پر سر و صدای داروخانه‌های تک‌نسخه‌ای و در صف‌های طولانی تصویربرداری‌های پزشکی، داستان دیگری در جریان است؛ داستانی فراتر از علم پزشکی و زیست‌شناسی. این جا فرمول‌های اقتصادی بی‌رحمانه خودنمایی می‌کنند! برای پدری که نسخه‌ای چندمیلیونی را در دست دارد و با انگشتان لرزان کارت اعتباری‌اش را لمس می‌کند، سلامت دیگر یک مفهوم انتزاعی یا حق شهروندی نیست؛ یک سهم سنگین و گاه کمرشکن از کل دارایی‌های زندگی است. تورم، سبد هزینه خانواده‌ها را کوچک و کوچک‌تر کرده است. گوشت، آموزش، 1تفریح و سرانجام سلامت، یکی پس از دیگری در این ماراتن معیشت، به حاشیه رانده می‌شوند. حقیقت تلخ آن است که وقتی درمان گران می‌شود، پیشگیری فراموش می‌شود و سلامت در سراشیبی فرسودگی و بیماری‌های مزمن سُر می‌خورد! در این میان، سهم سلامت از سبد هزینه‌های مردم، نه فقط یک شاخص آماری، که نمودار دقیقی از عدالت اجتماعی است. اگر دسترسی به خدمات درمانی ارزان، باکیفیت و سریع میسر نباشد، چه بسا تنگدستی و فشار اقتصادی از مجرای بیماری بازتولید ‌شود. اما چگونه می‌توان این چرخه معیوب هزینه‌زا را متوقف کرد؟ پاسخ در تغییر ساختار درمان از درمان‌محوری پراکنده به سلامت‌محوری نظام‌مند نهفته است؛ تغییری که نقطه آغاز آن، بازتعریف رابطه بیمار با سیستم درمانی از طریق پزشکی خانواده است.
 راهکاری برای جلوگیری از تحمیل هزینه‌های سنگین سلامت
تحلیل‌های آماری نشان می‌دهند که شاخص «هزینه‌های کمرشکن سلامت» (Catastrophic Health Expenditure - CHE) یکی از حیاتی‌ترین متغیرها در ارزیابی رفاه اجتماعی است. بر اساس استانداردهای بین‌المللی، اگر یک خانواده ناچار شود بیش از ۲۵ درصد از کل ظرفیت مصرف غیرخوراکی خود(بیش از ۱۰ درصد کل درآمد خود) را صرف هزینه‌های درمانی کند، در تله هزینه‌های کمرشکن سلامت گرفتار شده است. در اقتصادهای تورمی، افزایش پرداخت از جیب بیماران، آن‌ها را به طور مستقیم به زیر خط فقر سوق می‌دهد. عدم تقارن اطلاعات در بازار سلامت، باعث می‌شود که بیمار بدون دانش تخصصی، خود را در معرض تجویزهای القایی، آزمایش‌های مکرر و غیرضروری و مراجعات متعدد به متخصصان مختلف قرار دهد؛ این رفتارهای خودسرانه درمانی، نه‌تنها منابع محدود خانوار را می‌بلعد، بلکه منابع بیمه‌ای و دولتی را نیز هدر می‌دهد. راهکار خروج از این وضعیت، به گفته مدیران حوزه سلامت، ارزان‌سازی خدمات از طریق کانالیزه کردن مسیر درمان است. دسترسی عادلانه و ارزان به اولین سطح از مراقبت‌ها، بستری می‌سازد تا بیماری‌ها در مراحل اولیه شناسایی شوند و از تحمیل هزینه‌های سنگین بستری در سطوح دوم و سوم جلوگیری شود.
 نقطه ای برای کنترل و بهینه سازی هزینه ها
دکتر «افشین دلشاد» معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی می گوید: نمی‌توان اقتصاد جامعه را ترمیم کرد مگر آن که پرداختی مستقیم مردم در بخش بستری و سرپایی کاهش یابد. این هدف محقق نخواهد شد مگر با اجرای تمام‌عیار پزشکی خانواده که هزینه هر بیمار را در مبدأ کنترل و بهینه‌سازی می‌کند. وی عنوان می کند: برای آن که این کنترل هزینه در مبدأ رخ دهد، نیازمند یک دروازه‌بان علمی و امین برای سیستم بهداشت و درمان هستیم. نقشی که منحصراً برعهده پزشک خانواده است.
 تغییر پارادایم علمی در پزشکی خانواده
وی با بیان این که طرح پزشکی خانواده، صرفاً یک روش نوبت‌دهی یا کاهش هزینه نیست، بلکه یک تغییر پارادایم علمی است، می افزاید: در سیستم سنتی، پزشک، زمانی بیمار را ملاقات می‌کند که علایم بالینی آشکار شده و بیماری پیشرفت کرده است. اما در الگوی پزشکی خانواده، تمرکز اصلی بر پیشگیری و مراقبت مداوم است. وی با تأکید بر این که پزشک خانواده، مسئولیت سلامت جمعیت تحت پوشش خود را برعهده دارد، اضافه می کند: او پرونده الکترونیک سلامت تک‌تک اعضا را در اختیار دارد و رفتارهای تغذیه‌ای، سوابق ژنتیکی، شرایط محیطی و فاکتورهای خطر(مانند فشار خون و دیابت اولیه) را رصد می‌کند؛ این رویکرد پیشگیرانه مانع از آن می‌شود که یک عارضه ساده به یک بحران پزشکی تبدیل شود. این مسئول بهداشتی در حوزه سلامت استان خراسان شمالی خاطرنشان می کند: در واقع، پزشک خانواده به عنوان مشاور امین و راهنمای علمی خانواده عمل و از اتلاف وقت و سردرگمی بیماران در مطب‌های مختلف جلوگیری می‌کند. با این روش، عدالت در سلامت محقق می‌شود، چرا که ضعیف‌ترین اقشار جامعه نیز صاحب یک پزشک اختصاصی و آگاه به وضعیت خود می‌شوند.
 هدف اصلی: حفظ سلامت افراد سالم جامعه 
دکتر «سید احمد هاشمی» رئیس دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی هم با بیان این که پزشکی خانواده قلب تپنده نظام مراقبت‌های اولیه است، می گوید: هدف ما این نیست که فقط بیمار را درمان کنیم، بلکه هدف اصلی ما حفظ سلامت افراد سالم جامعه و کنترل عوامل خطر قبل از بروز بیماری است. این برنامه، هویت‌بخشی به طب عمومی و ارتقای بهداشت عمومی است. اما شناسایی بیماری در سطح اول، نیازمند یک مسیر هدایت‌گر علمی برای ارجاع تخصصی است؛ موضوعی که ما را به مفهوم کلیدی «نظام ارجاع» می‌رساند.
 نظام ارجاع و مهندسی دقیق مسیر درمان
سکاندار حوزه سلامت در استان خراسان شمالی با بیان این که یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های سیستم‌های درمانی فاقد ساختار، پدیده‌ای به نام «سرگردانی بیمار در دالان تخصصی» است، عنوان می کند: بیماری که دچار سردرد خفیف است، بدون هیچ فیلتری به جراح مغز و اعصاب مراجعه می‌کند، اقدامی که هم هزینه‌بر است و هم وقت گران‌بهای متخصص را که باید صرف بیماران اورژانسی شود، هدر می‌دهد. وی تأکید می کند که نظام ارجاع، این آشفتگی را با سطح‌بندی خدمات درمانی درمان می‌کند. دکتر «هاشمی» با اشاره به سطح اول(مراقب‌های اولیه) خاطرنشان می کند: پزشک خانواده و تیم سلامت (مراقبین بهداشت و ماماها) که حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد نیازهای بهداشتی و درمانی عمومی را پاسخ می‌دهند در سطح اول قرار دارند. در سطح دوم در صورت نیاز به بررسی‌های عمیق‌تر، پزشک خانواده، بیمار را به متخصص مربوطه ارجاع می‌دهد و بازخورد درمان را دریافت می‌کند. وی می افزاید: بیمارستان‌های دانشگاه و مراکز تخصصی و فوق‌تخصصی برای موارد بسیار پیچیده و جراحی‌های سنگین در سطح سوم نظام ارجاع هستند. به گفته دکتر «هاشمی» این مهندسی دقیق مسیر درمان، از انجام ام‌آر‌آی‌های مکرر، آزمایش‌های موازی و مصرف بی‌رویه و متقاطع داروها جلوگیری می‌کند. نظام ارجاع، کارایی فنی و تخصصی کل سیستم درمانی را به حداکثر می‌رساند و تخصیص منابع را بهینه می‌کند. وی تأکید می کند: نظام ارجاع، زنجیره اتصال عقلانیت به اقتصاد درمان است و بدون نظام ارجاع، هرچه بودجه به بخش درمان تزریق کنیم، در تقاضاهای غیرضروری ناپدید خواهد شد. وی می گوید: بیمه‌ها نیز زمانی می‌توانند پوشش خود را واقعی و کارآمد کنند که بدانند مسیر هدایت بیمار، کاملاً علمی و تحت نظارت نظام ارجاع صورت گرفته است.
 گامی در تحقق عدالت درمانی برای کمک به معیشت بازنشستگان
مدیرکل تأمین اجتماعی خراسان شمالی نیز با تأکید بر اهمیت اجرای برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع، این طرح را یکی از مهم‌ترین برنامه‌های تحول‌آفرین حوزه سلامت کشور می داند و می گوید: اجرای صحیح این برنامه می‌تواند ضمن مدیریت بهینه منابع، دسترسی عادلانه‌تر مردم به ویژه بازنشستگان به خدمات درمانی و دارویی را فراهم کند. «هادی ابوالحسن‌زاده» در خصوص اجرای برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع اظهار می کند: این برنامه از منظر مدیریت منابع، طرحی مؤثر، ضروری و آینده‌نگرانه است که می‌تواند به ساماندهی مسیر دریافت خدمات سلامت و کنترل هزینه‌های درمانی کمک شایانی کند. 
 مناسب‌ترین مشاور برای آغاز درمان
با وجود تمام این مزایای تئوریک و ساختاری، چرا استقرار کامل این نظام در دهه‌های گذشته با چالش‌ها و مقاومت‌هایی رو به رو بوده است؟ تحقق همه‌جانبه پزشکی خانواده و نظام ارجاع، فراتر از صدور یک بخشنامه اداری است؛ این کار به یک عزم ملی و بسترسازی همه‌جانبه نیاز دارد. به گفته «مقدم» یک کارشناس در حوزه اقتصاد سلامت، ابتدا پرونده الکترونیک سلامت و نسخه الکترونیک باید به صورت یکپارچه در سراسر کشور فعال باشند تا اطلاعات بیمار بدون نقص بین سطوح سه‌گانه منتقل شود و سپس تعرفه‌گذاری‌ها و سیستم پرداخت به پزشکان خانواده باید به گونه‌ای طراحی شود که انگیزه کافی برای حضور نخبگان پزشکی در این طرح فراهم گردد. وی می گوید: جامعه باید بپذیرد که مراجعه مستقیم به متخصص، لزوماً به معنای دریافت درمان بهتر نیست و پزشک خانواده مناسب‌ترین مشاور برای آغاز درمان است. تنها با حل این چالش‌ها و تأمین بودجه‌های پایدار سالانه است که می‌توان از یک طرح آزمایشی به یک نظام سلامت پویا، پایدار و ارزان‌قیمت نقل مکان کرد.
 سلامت به مثابه حق، نه کالای لوکس
پزشکی خانواده و نظام ارجاع، فرمول‌هایی فانتزی و وارداتی برای مدیریت بهداشت نیستند، بلکه پاسخ‌های منطقی و ضروری به یک نیاز مبرم اجتماعی ا‌ند. در جهانی که سایه تحولات اقتصادی هر روز سنگین‌تر می‌شود، صیانت از سلامت مردم یک وظیفه حاکمیتی و اخلاقی است. اگر خواهان جامعه‌ای پویا، خلاق و شاداب هستیم، باید ترس از هزینه‌های درمان را از دل‌های مردم بزداییم. با استقرار کامل این نظام درمانی، پیوند دوباره میان علم پزشکی، عدالت اجتماعی و تدبیر اقتصادی برقرار خواهد شد تا دیگر هیچ شهروندی به خاطر فقر، از موهبت سلامتی محروم نماند. این، آغاز راهی است که در آن، سلامت نه یک کالای لوکس برای طبقه مرفه، بلکه سقفی ایمن و سایه‌بانی آرامش‌بخش برای تمام اقشار جامعه خواهد بود.
10 صفحه اول