سلامت نامه
نویسنده:
مترجم:
اختلال استرس پس از سانحه را بشناسید
علایم اختلال استرس پس از سانحه، معمولاً یک ماه پس از وقوع حادثه ظاهر میشوند، اما در برخی افراد ممکن است ماهها یا حتی سالها بعد بروز کنند

مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی با تشریح علایم، عوامل خطر و راهکارهای مقابله با اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)، گفت: احساس شوک، ترس و غم پس از تجربه حوادث سهمگین طبیعی است، اما تداوم این علایم و اختلال در زندگی روزمره، کار و روابط فرد میتواند نشانه PTSD باشد و به توجه و دریافت کمک تخصصی نیاز دارد. دکتر «سیده ریحانه رضوانی» در پاسخ به این سوال که اختلال استرس پس از سانحه چیست؟ اظهار کرد: PTSD یک وضعیت سلامت روان است که پس از تجربه یا حتی مشاهده یک رویداد شوکهکننده، ترسناک یا تهدیدکننده زندگی ایجاد میشود. زلزله، تصادف شدید، از دست دادن ناگهانی عزیزان، جنگ و مواجهه با خشونت از جمله حوادثی هستند که میتوانند فرد را تحت تأثیر قرار دهند. وی افزود: پس از یک آسیب روانی شدید، ممکن است مغز نتواند خاطره حادثه را مانند خاطرات عادی پردازش و بایگانی کند؛ در نتیجه فرد ممکن است احساس کند خطر همچنان ادامه دارد یا هر لحظه ممکن است دوباره اتفاق بیفتد. وی گفت: علایم PTSD معمولاً یک ماه پس از وقوع حادثه ظاهر میشوند، اما در برخی افراد ممکن است ماهها یا حتی سالها بعد بروز کنند. وی ادامه داد: این علایم در چهار گروه اصلی شامل یادآوری ناخواسته و مکرر تروما، رفتارهای اجتنابی، تغییرات منفی در افکار و خلقوخو و برانگیختگی بیش از حد و واکنشپذیری شدید قرار میگیرند. «رضوانی» اظهار کرد: فلشبک، کابوسهای شبانه، پریشانی روانی و واکنشهایی مانند تپش قلب، تعریق یا لرزش هنگام مواجهه با نشانههای یادآور حادثه، از جمله علایم یادآوری ناخواسته هستند. وی افزود: اجتناب از صحبت کردن یا فکر کردن درباره حادثه و دوری از مکانها، افراد، فیلمها یا فعالیتهایی که خاطره سانحه را زنده میکنند نیز میتواند از نشانههای PTSD باشد. «رضوانی» بیان کرد: باورهای منفی نسبت به خود یا دنیا، احساس گناه، بیاعتمادی، کرختی عاطفی، کاهش احساسات مثبت، احساس بیگانگی از دیگران و کاهش علاقه به فعالیتهای لذتبخش از دیگر نشانههای این اختلال است. وی همچنین پرخاشگری، زودرنجی، طغیان خشم، گوشبهزنگ بودن، واکنش شدید به صداهای ناگهانی، اختلال خواب و مشکل در تمرکز را از علایم برانگیختگی بیش از حد و واکنشپذیری شدید عنوان کرد. وی تأکید کرد: همه افرادی که یک رویداد آسیبزا را تجربه میکنند، به PTSD مبتلا نمیشوند و عواملی مانند شدت و طول مدت تروما، نبود حمایت اجتماعی، سابقه اضطراب یا افسردگی، تجربه آسیبهای روانی یا سوءرفتار در دوران کودکی و اشتغال در مشاغل پرخطر میتوانند احتمال بروز آن را افزایش دهند. «رضوانی» افزود: کادر درمان، نیروهای اورژانس، آتشنشانان، امدادگران و... به دلیل مواجهه مکرر با حوادث و صحنههای دلخراش ممکن است در معرض خطر بیشتری قرار داشته باشند. مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشتی دانشگاه گفت: PTSD اختلالی قابل درمان است و با دریافت مداخلات مناسب، فرد میتواند به تدریج کنترل زندگی خود را بازیابد و به آرامش بیشتری برسد. وی افزود: رواندرمانیهای متمرکز بر تروما از رویکردهای اصلی درمان هستند. درمان شناختیرفتاری متمرکز بر تروما (TF-CBT)میتواند به اصلاح افکار تحریفشده، احساس گناه ناموجه و باورهای منفی کمک کند. «رضوانی» ادامه داد: مواجههدرمانی هدایتشده با مواجهه تدریجی و ایمن فرد با خاطرات یا موقعیتهای مورد اجتناب، به کاهش ترس مرتبط با این خاطرات کمک میکند. حساسیتزدایی و بازپردازش با حرکات چشم (EMDR)نیز یکی دیگر از روشهای مورد استفاده توسط روانشناسان در درمان تروماست. وی خاطرنشان کرد: در صورت شدت علایم، روانپزشک ممکن است داروهایی از جمله مهارکنندههای بازجذب سروتونین(SSRI) را برای کاهش علایم و ایجاد ثبات روانی تجویز کند. «رضوانی» با اشاره به نقش خودمراقبتی در روند بازتوانی گفت: تمرینات تنفسی و ذهنآگاهی میتوانند هنگام افزایش اضطراب، با تمرکز بر تنفس و حواس پنجگانه، به بازگشت توجه فرد به زمان حال کمک کنند. وی ادامه داد: داشتن برنامه منظم روزانه، خواب کافی، تغذیه سالم، فعالیت بدنی و حفظ ارتباط با خانواده و افراد مورد اعتماد نیز میتواند در روند بهبود مؤثر باشد. مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی تأکید کرد: اگر علایم بیش از یک ماه ادامه پیدا کند، تشدید شود یا توانایی فرد در انجام امور شغلی، فردی و برقراری روابط را مختل کند، دریافت کمک از روانشناس، روانپزشک یا مراکز خدمات جامع سلامت روان ضروری است. وی افزود: در صورت شکلگیری افکار آسیبرساندن به خود، دریافت کمک تخصصی نباید به تعویق بیفتد. «رضوانی» در پایان گفت: شناخت علایم، برخورد صحیح با پیامدهای روانی حوادث و دریافت کمک بهموقع میتواند مسیر بازگشت فرد به زندگی عادی و بازیابی آرامش و سلامت روان را هموار کند.
چرا تشخیص زودهنگام کمشنوایی در نوزادان و کودکان مهم است؟
کمشنوایی یکی از چالشهای خاموش دوران کودکی است که اگر بهموقع تشخیص داده نشود، میتواند بر رشد مغزی، تکامل گفتار و زبان، مهارتهای ارتباطی و روند تحصیلی کودک تأثیر قابل توجهی داشته باشد
عضو هیئتمدیره انجمن علمی شنواییشناسی ایران با اشاره به اهمیت تشخیص زودهنگام کمشنوایی در نوزادان و کودکان گفت: کمشنوایی یکی از چالشهای خاموش دوران کودکی است که اگر بهموقع تشخیص داده نشود، میتواند بر رشد مغزی، تکامل گفتار و زبان، مهارتهای ارتباطی و روند تحصیلی کودک تأثیر قابل توجهی داشته باشد. دکتر «نسرین گوهری» افزود: شناسایی علتهای زمینهای کمشنوایی، نخستین گام در مدیریت این اختلال است و عوامل مؤثر بر بروز آن را میتوان در سه دوره پیش از تولد، هنگام تولد و پس از تولد بررسی کرد. به گزارش وبدا، وی با اشاره به عوامل دوران پیش از تولد اظهار کرد: عوامل ژنتیکی، ابتلای مادر به برخی عفونتها از جمله سایتومگالوویروس، مصرف برخی داروها و بیماریهای زمینهای مادر میتوانند در بروز مشکلات شنوایی در نوزاد نقش داشته باشند. «گوهری» ادامه داد: در زمان تولد نیز عواملی مانند تولد زودرس، وزن پایین هنگام تولد، زردی شدید و کمبود اکسیژن، بهویژه در نوزادانی که نیازمند بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU)هستند، از عوامل خطر کمشنوایی محسوب میشوند. وی با بیان این که برخی عوامل پس از تولد نیز میتوانند موجب آسیب شنوایی شوند، گفت: بیماریهایی مانند مننژیت، عفونتهای مزمن گوش میانی و استفاده از داروهای سمی برای شنوایی از جمله عواملی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. عضو هیئتمدیره انجمن علمی شنواییشناسی ایران با تأکید بر ضرورت توجه والدین به علایم هشداردهنده، بیان کرد: تأخیر در شروع یا تکامل گفتار، اختلال در تلفظ صحیح برخی حروف، بلند کردن صدای تلویزیون، بیتوجهی به صدا زدن یا دستورات ساده و همچنین سابقه عفونتهای مکرر گوش میتوانند از نشانههای احتمالی مشکلات شنوایی باشند. «گوهری» خاطرنشان کرد: مشاهده این علایم لزوماً به معنای کمشنوایی نیست، اما والدین باید در صورت مشاهده چنین نشانههایی، ارزیابی تخصصی شنوایی کودک را جدی بگیرند. وی غربالگری شنوایی نوزادان را یکی از مهمترین اقدامات برای شناسایی کمشنواییهای پنهان دانست و گفت: بر اساس قانون طلایی «۱-۳-۶»، غربالگری شنوایی باید حداکثر تا یک ماهگی انجام شود. تشخیص قطعی کمشنوایی در صورت وجود مشکل تا سه ماهگی صورت گیرد و مداخله و درمان نیز حداکثر تا شش ماهگی آغاز شود.وی افزود: غربالگری شنوایی میتواند پیش از ترخیص نوزاد از بیمارستان یا حداکثر تا یک ماهگی انجام شود و آزمونهایی مانند OAE و ABR برای ارزیابی شنوایی مورد استفاده قرار میگیرند. «گوهری» ادامه داد: در صورت تأیید کمشنوایی، مداخلات درمانی باید هرچه سریعتر آغاز شود که میتواند شامل استفاده از سمعک و آغاز توانبخشی باشد و در موارد شدیدتر نیز فناوری کاشت حلزون میتواند مورد بررسی قرار گیرد. وی با هشدار نسبت به پیامدهای تشخیص دیرهنگام کمشنوایی گفت: اگر کمشنوایی در سالهای طلایی رشد شناسایی نشود، میتواند موجب تأخیرهای قابل توجه در یادگیری زبان و گفتار شود و در ادامه، عملکرد تحصیلی، مهارتهای شناختی و توانایی برقراری ارتباط مؤثر کودک با اطرافیان را تحت تأثیر قرار دهد. عضو هیئتمدیره انجمن علمی شنواییشناسی ایران افزود: مشکلات ارتباطی ناشی از کمشنوایی ممکن است کودک را با چالشهایی مانند انزوای اجتماعی، دشواری در برقراری ارتباط با همسالان و کاهش اعتمادبهنفس مواجه کند و در صورت تداوم و نبود مداخله مناسب، این مشکلات میتوانند در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کنند و بر زندگی اجتماعی و شغلی فرد تأثیر بگذارند. «گوهری» با تأکید بر این که کمشنوایی در کودکان با امکانات و دانش پزشکی امروز یک بنبست نیست، اظهار کرد: از درمانهای پزشکی عفونتهای گوش گرفته تا استفاده بهموقع از سمعکهای پیشرفته و در موارد شدیدتر، کاشت حلزون، روشهای مختلفی برای کمک به کودکان کمشنوا وجود دارد. وی با بیان این که تجهیزات و فناوریهای درمانی تنها بخشی از مسیر توانبخشی هستند، تصریح کرد: آن چه اهمیت زیادی دارد، تداوم توانبخشی و گفتاردرمانی است، چراکه کودک باید بتواند صداها را درک کند، کلمات را بیاموزد و مهارتهای ارتباطی خود را توسعه دهد. عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان در پایان تأکید کرد: آگاهی والدین، انجام غربالگری در زمان مناسب، تشخیص زودهنگام و آغاز سریع درمان و توانبخشی، نقش مهمی در جلوگیری از پیامدهای کمشنوایی و کمک به کودک برای رشد، یادگیری و برقراری ارتباط مؤثر با جامعه دارد.
علایم اختلال استرس پس از سانحه، معمولاً یک ماه پس از وقوع حادثه ظاهر میشوند، اما در برخی افراد ممکن است ماهها یا حتی سالها بعد بروز کنند

مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی با تشریح علایم، عوامل خطر و راهکارهای مقابله با اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)، گفت: احساس شوک، ترس و غم پس از تجربه حوادث سهمگین طبیعی است، اما تداوم این علایم و اختلال در زندگی روزمره، کار و روابط فرد میتواند نشانه PTSD باشد و به توجه و دریافت کمک تخصصی نیاز دارد. دکتر «سیده ریحانه رضوانی» در پاسخ به این سوال که اختلال استرس پس از سانحه چیست؟ اظهار کرد: PTSD یک وضعیت سلامت روان است که پس از تجربه یا حتی مشاهده یک رویداد شوکهکننده، ترسناک یا تهدیدکننده زندگی ایجاد میشود. زلزله، تصادف شدید، از دست دادن ناگهانی عزیزان، جنگ و مواجهه با خشونت از جمله حوادثی هستند که میتوانند فرد را تحت تأثیر قرار دهند. وی افزود: پس از یک آسیب روانی شدید، ممکن است مغز نتواند خاطره حادثه را مانند خاطرات عادی پردازش و بایگانی کند؛ در نتیجه فرد ممکن است احساس کند خطر همچنان ادامه دارد یا هر لحظه ممکن است دوباره اتفاق بیفتد. وی گفت: علایم PTSD معمولاً یک ماه پس از وقوع حادثه ظاهر میشوند، اما در برخی افراد ممکن است ماهها یا حتی سالها بعد بروز کنند. وی ادامه داد: این علایم در چهار گروه اصلی شامل یادآوری ناخواسته و مکرر تروما، رفتارهای اجتنابی، تغییرات منفی در افکار و خلقوخو و برانگیختگی بیش از حد و واکنشپذیری شدید قرار میگیرند. «رضوانی» اظهار کرد: فلشبک، کابوسهای شبانه، پریشانی روانی و واکنشهایی مانند تپش قلب، تعریق یا لرزش هنگام مواجهه با نشانههای یادآور حادثه، از جمله علایم یادآوری ناخواسته هستند. وی افزود: اجتناب از صحبت کردن یا فکر کردن درباره حادثه و دوری از مکانها، افراد، فیلمها یا فعالیتهایی که خاطره سانحه را زنده میکنند نیز میتواند از نشانههای PTSD باشد. «رضوانی» بیان کرد: باورهای منفی نسبت به خود یا دنیا، احساس گناه، بیاعتمادی، کرختی عاطفی، کاهش احساسات مثبت، احساس بیگانگی از دیگران و کاهش علاقه به فعالیتهای لذتبخش از دیگر نشانههای این اختلال است. وی همچنین پرخاشگری، زودرنجی، طغیان خشم، گوشبهزنگ بودن، واکنش شدید به صداهای ناگهانی، اختلال خواب و مشکل در تمرکز را از علایم برانگیختگی بیش از حد و واکنشپذیری شدید عنوان کرد. وی تأکید کرد: همه افرادی که یک رویداد آسیبزا را تجربه میکنند، به PTSD مبتلا نمیشوند و عواملی مانند شدت و طول مدت تروما، نبود حمایت اجتماعی، سابقه اضطراب یا افسردگی، تجربه آسیبهای روانی یا سوءرفتار در دوران کودکی و اشتغال در مشاغل پرخطر میتوانند احتمال بروز آن را افزایش دهند. «رضوانی» افزود: کادر درمان، نیروهای اورژانس، آتشنشانان، امدادگران و... به دلیل مواجهه مکرر با حوادث و صحنههای دلخراش ممکن است در معرض خطر بیشتری قرار داشته باشند. مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشتی دانشگاه گفت: PTSD اختلالی قابل درمان است و با دریافت مداخلات مناسب، فرد میتواند به تدریج کنترل زندگی خود را بازیابد و به آرامش بیشتری برسد. وی افزود: رواندرمانیهای متمرکز بر تروما از رویکردهای اصلی درمان هستند. درمان شناختیرفتاری متمرکز بر تروما (TF-CBT)میتواند به اصلاح افکار تحریفشده، احساس گناه ناموجه و باورهای منفی کمک کند. «رضوانی» ادامه داد: مواجههدرمانی هدایتشده با مواجهه تدریجی و ایمن فرد با خاطرات یا موقعیتهای مورد اجتناب، به کاهش ترس مرتبط با این خاطرات کمک میکند. حساسیتزدایی و بازپردازش با حرکات چشم (EMDR)نیز یکی دیگر از روشهای مورد استفاده توسط روانشناسان در درمان تروماست. وی خاطرنشان کرد: در صورت شدت علایم، روانپزشک ممکن است داروهایی از جمله مهارکنندههای بازجذب سروتونین(SSRI) را برای کاهش علایم و ایجاد ثبات روانی تجویز کند. «رضوانی» با اشاره به نقش خودمراقبتی در روند بازتوانی گفت: تمرینات تنفسی و ذهنآگاهی میتوانند هنگام افزایش اضطراب، با تمرکز بر تنفس و حواس پنجگانه، به بازگشت توجه فرد به زمان حال کمک کنند. وی ادامه داد: داشتن برنامه منظم روزانه، خواب کافی، تغذیه سالم، فعالیت بدنی و حفظ ارتباط با خانواده و افراد مورد اعتماد نیز میتواند در روند بهبود مؤثر باشد. مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی تأکید کرد: اگر علایم بیش از یک ماه ادامه پیدا کند، تشدید شود یا توانایی فرد در انجام امور شغلی، فردی و برقراری روابط را مختل کند، دریافت کمک از روانشناس، روانپزشک یا مراکز خدمات جامع سلامت روان ضروری است. وی افزود: در صورت شکلگیری افکار آسیبرساندن به خود، دریافت کمک تخصصی نباید به تعویق بیفتد. «رضوانی» در پایان گفت: شناخت علایم، برخورد صحیح با پیامدهای روانی حوادث و دریافت کمک بهموقع میتواند مسیر بازگشت فرد به زندگی عادی و بازیابی آرامش و سلامت روان را هموار کند.
چرا تشخیص زودهنگام کمشنوایی در نوزادان و کودکان مهم است؟
کمشنوایی یکی از چالشهای خاموش دوران کودکی است که اگر بهموقع تشخیص داده نشود، میتواند بر رشد مغزی، تکامل گفتار و زبان، مهارتهای ارتباطی و روند تحصیلی کودک تأثیر قابل توجهی داشته باشد
عضو هیئتمدیره انجمن علمی شنواییشناسی ایران با اشاره به اهمیت تشخیص زودهنگام کمشنوایی در نوزادان و کودکان گفت: کمشنوایی یکی از چالشهای خاموش دوران کودکی است که اگر بهموقع تشخیص داده نشود، میتواند بر رشد مغزی، تکامل گفتار و زبان، مهارتهای ارتباطی و روند تحصیلی کودک تأثیر قابل توجهی داشته باشد. دکتر «نسرین گوهری» افزود: شناسایی علتهای زمینهای کمشنوایی، نخستین گام در مدیریت این اختلال است و عوامل مؤثر بر بروز آن را میتوان در سه دوره پیش از تولد، هنگام تولد و پس از تولد بررسی کرد. به گزارش وبدا، وی با اشاره به عوامل دوران پیش از تولد اظهار کرد: عوامل ژنتیکی، ابتلای مادر به برخی عفونتها از جمله سایتومگالوویروس، مصرف برخی داروها و بیماریهای زمینهای مادر میتوانند در بروز مشکلات شنوایی در نوزاد نقش داشته باشند. «گوهری» ادامه داد: در زمان تولد نیز عواملی مانند تولد زودرس، وزن پایین هنگام تولد، زردی شدید و کمبود اکسیژن، بهویژه در نوزادانی که نیازمند بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU)هستند، از عوامل خطر کمشنوایی محسوب میشوند. وی با بیان این که برخی عوامل پس از تولد نیز میتوانند موجب آسیب شنوایی شوند، گفت: بیماریهایی مانند مننژیت، عفونتهای مزمن گوش میانی و استفاده از داروهای سمی برای شنوایی از جمله عواملی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. عضو هیئتمدیره انجمن علمی شنواییشناسی ایران با تأکید بر ضرورت توجه والدین به علایم هشداردهنده، بیان کرد: تأخیر در شروع یا تکامل گفتار، اختلال در تلفظ صحیح برخی حروف، بلند کردن صدای تلویزیون، بیتوجهی به صدا زدن یا دستورات ساده و همچنین سابقه عفونتهای مکرر گوش میتوانند از نشانههای احتمالی مشکلات شنوایی باشند. «گوهری» خاطرنشان کرد: مشاهده این علایم لزوماً به معنای کمشنوایی نیست، اما والدین باید در صورت مشاهده چنین نشانههایی، ارزیابی تخصصی شنوایی کودک را جدی بگیرند. وی غربالگری شنوایی نوزادان را یکی از مهمترین اقدامات برای شناسایی کمشنواییهای پنهان دانست و گفت: بر اساس قانون طلایی «۱-۳-۶»، غربالگری شنوایی باید حداکثر تا یک ماهگی انجام شود. تشخیص قطعی کمشنوایی در صورت وجود مشکل تا سه ماهگی صورت گیرد و مداخله و درمان نیز حداکثر تا شش ماهگی آغاز شود.وی افزود: غربالگری شنوایی میتواند پیش از ترخیص نوزاد از بیمارستان یا حداکثر تا یک ماهگی انجام شود و آزمونهایی مانند OAE و ABR برای ارزیابی شنوایی مورد استفاده قرار میگیرند. «گوهری» ادامه داد: در صورت تأیید کمشنوایی، مداخلات درمانی باید هرچه سریعتر آغاز شود که میتواند شامل استفاده از سمعک و آغاز توانبخشی باشد و در موارد شدیدتر نیز فناوری کاشت حلزون میتواند مورد بررسی قرار گیرد. وی با هشدار نسبت به پیامدهای تشخیص دیرهنگام کمشنوایی گفت: اگر کمشنوایی در سالهای طلایی رشد شناسایی نشود، میتواند موجب تأخیرهای قابل توجه در یادگیری زبان و گفتار شود و در ادامه، عملکرد تحصیلی، مهارتهای شناختی و توانایی برقراری ارتباط مؤثر کودک با اطرافیان را تحت تأثیر قرار دهد. عضو هیئتمدیره انجمن علمی شنواییشناسی ایران افزود: مشکلات ارتباطی ناشی از کمشنوایی ممکن است کودک را با چالشهایی مانند انزوای اجتماعی، دشواری در برقراری ارتباط با همسالان و کاهش اعتمادبهنفس مواجه کند و در صورت تداوم و نبود مداخله مناسب، این مشکلات میتوانند در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کنند و بر زندگی اجتماعی و شغلی فرد تأثیر بگذارند. «گوهری» با تأکید بر این که کمشنوایی در کودکان با امکانات و دانش پزشکی امروز یک بنبست نیست، اظهار کرد: از درمانهای پزشکی عفونتهای گوش گرفته تا استفاده بهموقع از سمعکهای پیشرفته و در موارد شدیدتر، کاشت حلزون، روشهای مختلفی برای کمک به کودکان کمشنوا وجود دارد. وی با بیان این که تجهیزات و فناوریهای درمانی تنها بخشی از مسیر توانبخشی هستند، تصریح کرد: آن چه اهمیت زیادی دارد، تداوم توانبخشی و گفتاردرمانی است، چراکه کودک باید بتواند صداها را درک کند، کلمات را بیاموزد و مهارتهای ارتباطی خود را توسعه دهد. عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان در پایان تأکید کرد: آگاهی والدین، انجام غربالگری در زمان مناسب، تشخیص زودهنگام و آغاز سریع درمان و توانبخشی، نقش مهمی در جلوگیری از پیامدهای کمشنوایی و کمک به کودک برای رشد، یادگیری و برقراری ارتباط مؤثر با جامعه دارد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


