دغدغه مشترک درباره وطن
نویسنده و کارگردان اپیزود «بیچهرگان» درباره چگونگی پیوستن به مجموعه «سرو سپید سرخ» می گویدنویسنده:
مترجم:
نویسنده و کارگردان اپیزود «بیچهرگان» از فصل دوم مجموعه نمایشی «سرو سپید سرخ»، با اشاره به شکلگیری این اثر در روزهای آغازین جنگ گفت: مشاهده مستقیم خیابانها، تجمعات مردمی، تخریبها و حمله به زیرساختها، ایده اصلی این اپیزود را شکل داد؛ روایتی درباره یک تکنسین گاز که در شرایط جنگی برای تداوم خدمترسانی به مردم تلاش میکند. «دانش اقباشاوی» در گفتوگو با روابطعمومی رسانه ملی، درباره چگونگی پیوستن به مجموعه «سرو سپید سرخ» اظهار کرد: از همان ساعات ابتدایی جنگ، در روز نهم اسفند، جمعی از فیلمسازان که دغدغه مشترکی درباره وطن داشتند، دور هم جمع شدند تا ببینند در آن شرایط چه کاری از دستشان برمیآید. ابتدا حتی به ساخت مستند یا کمکرسانی به مردم فکر میکردیم، اما کمیبعد، ایده تولید فوری یک مجموعه اپیزودیک با عنوان «سرو سپید سرخ» مطرح شد؛ مجموعهای که قرار بود هر کارگردان یک اپیزود حدود ۴۵ دقیقهای از آن را بسازد. وی با اشاره به دشواریهای تولید در شرایط جنگی افزود: در آن روزها، بهویژه در تهران، شرایط برای تولید بسیار دشوار بود. بسیاری از عوامل فنی و بازیگران از شهر رفته بودند و امکانات معمول تولید نیز در دسترس نبود، با این حال، «مهدی نقویان» در سیمافیلم، «مهدی آذرپندار» در اوج و «محمدرضا شفاه»، تهیهکننده با انگیزه و هوشمندی کار را پیش بردند و من هم به جمع سازندگان اضافه شدم. این کارگردان با تشریح ایده اولیه اپیزود خود گفت: وقتی شبها در خیابانها حضور پیدا میکردم و وضعیت جامعه، تجمعات مردمی و شرایط جنگی را میدیدم، به این نتیجه رسیدم که ساخت داستان در آن مقطع باید بر دو محور استوار باشد؛ نخست، ثبت واقعیتهای خیابانها، میدانها و حضور مردم و دوم، نمایش حالوهوای جنگ، خرابیها و جغرافیای درگیر حمله. احساس میکردم اگر قرار است در آن شرایط اثری داستانی بسازیم، بهتر است به سراغ موقعیتهایی برویم که همان لحظه در حال رخ دادن هستند. «اقباشاوی» ادامه داد: یکی از موضوعاتی که در آن روزها مطرح میشد، تهدید دشمن به حمله به زیرساختها بود. یک روز صبح، حدود ساعت پنجونیم یا شش، با شنیدن صدای انفجار از خانهمان در محدوده جمالزاده به سمت میدان آزادی و اطراف دانشگاه شریف رفتیم. در آن منطقه، جایی در غرب دانشگاه هدف حمله قرار گرفته بود و همزمان، گاز شهری منطقه ما نیز قطع شده بود. آن جا متوجه شدم ایستگاه اصلی گازرسانی غرب تهران هدف حمله قرار گرفته است. وی افزود: همین مشاهده، ایده دیگری را در ذهنم شکل داد؛ این که داستان را درباره یک تکنسین گاز روایت کنیم که در زیرزمینها و تأسیسات مشغول کار است تا گاز به خانههای مردم برسد، اما در جریان حمله، همکارانش را از دست میدهد و خودش برای ادامه خدمترسانی تلاش میکند. در این روایت، قهرمان داستان قرار نیست تمام کشور را نجات دهد، بلکه در حوزه مسئولیت خودش برای مردم و کشور کاری انجام میدهد. «اقباشاوی» درباره تجربه همکاری با گروهی از کارگردانان در یک مجموعه تلویزیونی گفت: ایده ساخت اثری اپیزودیک از سالهای جوانی برایم جذاب بود؛ آن زمان با دیدن فیلم «داستانهای نیویورکی» که اپیزودهای آن را «وودی آلن»، «مارتین اسکورسیزی» و «فرانسیس فورد کاپولا» ساخته بودند، به این فکر میکردم که چند فیلمساز با نگاههای متفاوت درباره یک شهر یا موضوع مشترک فیلم بسازند. وی افزود: بعدها نیز در فیلم سینمایی «هیهات» تجربه ساخت اثری چنداپیزودی با چهار کارگردان را داشتم. با وجود این، ساخت مجموعهای تلویزیونی که تعداد زیادی از کارگردانان، قسمتهای مختلف آن را بسازند، تجربه متفاوتی بود، اما به دلیل تجربههای قبلی و جذابیت مواجهه یک مضمون مشترک با نگاههای مختلف، از این پیشنهاد استقبال کردم. این نویسنده و کارگردان درباره نسبت واقعیت و تخیل در فیلمنامه «بیچهرگان» توضیح داد: به نظرم فیلمنامه خوب از ترکیب تحقیق، خاطره و تخیل شکل میگیرد. من نیز در ساخت این اپیزود از مشاهدات و تحقیقاتی که داشتم، در کنار تخیل داستانی استفاده کردم تا بتوانم روایتی نمایشی از آن شرایط ارائه دهم. «اقباشاوی» با اشاره به ظرفیت ادامه تولید «سرو سپید سرخ» در فصلهای آینده گفت: هرچه این مجموعه در فصلهای بعدی پیش برود، سازندگان فرصت بیشتری برای نگارش و تحقیق خواهند داشت و میتوانند از تجربه فصلهای قبلی نیز بهره بگیرند؛ به همین دلیل، تصور میکنم در ادامه، با قصههایی پختهتر و روایتهایی غنیتر روبهرو خواهیم شد؛ اتفاقی که میتواند ارتباط مخاطبان با مجموعه را نیز تقویت کند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


