روایتهای باقی مانده از میناب و لامرد
تهیهکننده برنامه «نردبان» درباره فصل جدید این برنامه می گویدنویسنده:
مترجم:
تهیهکننده برنامه «نردبان» با اشاره به تجربه تولید این برنامه در مناطق درگیر جنگ گفت: اتفاقات میناب و لامرد آنقدر تلخ و سنگین بود که نیازی به اغراق نداشت، اما فضای وایرالشدن و تولید سریع محتوا، کار مستندسازان را سختتر کرد. به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، فصل جدید برنامه «نردبان» با حفظ رویکرد اصلی خود در حوزه سینمای مستند، فیلم و عکس، در شرایطی متفاوت از فصلهای گذشته تولید شد. وقوع جنگ و اتفاقات مرتبط با آن باعث شد بخشی از تمرکز این برنامه به روایتهای تصویری این رخدادها اختصاص پیدا کند و گروه «نردبان» در سفرهایی به میناب، لامرد، شیراز و اصفهان، سراغ فیلمسازان، عکاسان و خانوادههایی برود که هر یک روایتی از این اتفاقات داشتند. «احمدپور» تهیهکننده برنامه «نردبان» در گفتوگویی درباره فصل جدید این برنامه، تجربه حضور در میناب و لامرد، چالشهای دسترسی به آرشیو تصاویر، آسیبهای تولید محتوای وایرال و همچنین روایتهای دیدهنشده خانوادههای شهدا و مجروحان صحبت کرده است. وی درباره فصل جدید «نردبان» گفت: شاخص کلی برنامه همچنان همان چیزی است که از ابتدا بوده؛ یعنی پرداختن به سینمای مستند، فیلم و عکس. طبیعتاً با توجه به شرایط کشور و جنگی که پیش آمد، تمرکز بیشتری روی این مقوله داشتیم، چون خودمان هم تا حدی درگیر این اتفاق بودیم. «احمدپور» با بیان این که این شرایط باعث شد شکل و شمایل برخی برنامهها نیز تغییر کند، افزود: یک مقدار شکل و شمایل برنامهها تغییر کرد و حتی در بعضی مقاطع حس و حال سفرنامه گرفت. به میناب و لامرد رفتیم و بعد شیراز و اصفهان را هم داشتیم. قبل از آن هم در ایامی که خود جنگ کمی شدیدتر بود، در همان حدود ۴۰ روز جنگ، با تعدادی از فیلمسازان و عکاسان و افرادی که درباره جنگ کار کرده بودند، گفتوگو داشتیم. وی ادامه داد: با وجود این تغییرات، شاکله اصلی نردبان همان است. تغییرات جزئی بیشتر برای این بود که بتوانیم محتوا را غنیتر کنیم. طبیعتاً این مسیر، چالشهای خاص خودش را هم داشت. دسترسی به آرشیو تصاویر در همه مناطق یکسان نبود. «احمدپور» درباره دسترسی به تصاویر و آرشیوهای ثبتشده در جریان جنگ نیز توضیح داد: شرایط در همه جا یکدست و یکجور نبود، مثلاً بچههایی که در بندرعباس بودند، وقتی اتفاق میناب افتاد، تصاویری را ثبت کردند و خیلی از آن ها را در اختیار عموم قرار دادند. حتی تصاویر را آپلود کردند و تهرانیها و نه فقط تهرانیها، بلکه کل ایران به آن ها دسترسی داشتند. وی افزود: دو نفر بهویژه، آقای شهبازی و آقای آخوندی، تمام تلاششان را کردند که این تصاویر به دست همه برسد. افراد دیگری هم بودند که الان اسم یکی از آن ها از خاطرم رفته است. در مجموع، اتفاقی که افتاد این بود که دسترسیهای اولیه زیادی وجود داشت و ویدئوهای زیادی ساخته شد. این تهیهکننده با اشاره به تفاوت شرایط لامرد با میناب گفت: در مورد لامرد اصلاً اینطور نبود. ما وقتی نزدیک روز پنجاهم به لامرد رفتیم، حدود ۵۰ روز از اتفاق گذشته بود، اما واقعاً موضوع جدیای درباره لامرد وجود نداشت که رسانهای شده باشد. به زعم خود اهالی، ما اولین گروهی بودیم که وارد کار شدیم. وی ادامه داد: البته دوستانی که از قبل میشناختیم و بچههایی که آن جا بودند، خیلی به ما کمک کردند. شهرداری هم همراهی کرد و تلاش کرد شرایط بهتری ایجاد شود. اما چیزی که وجود داشت این بود که هنوز خیلی از تصاویر آن موقع نظاممند نشده بود و ضرورت رسانهای ماجرا گم شده بود. «احمدپور» یکی از مهمترین مشکلات این دوره را غلبه فضای وایرالشدن بر روند تولید آثار مستند دانست و گفت: چیزی که در کل این اتفاقات وجود داشت این بود که بیشتر فضاها به سمت وایرالشدن رفتند و این برای فیلمسازی مستند کار را سخت میکند. وی توضیح داد: همه توقع دارند وقتی یک نفر میخواهد فیلم مستند کار کند، خیلی فشرده و سریع به خروجی برسد. این آسیب جدیای بود که وجود داشت، در حالی که فیلمسازان حرفهایتر که واقعاً دوست داشتند کار درست انجام دهند، صبوری کردند. به گفته «احمدپور»، حتی در خود برنامه «نردبان» نیز تلاش شد با چنین فیلمسازانی گفتوگو شود: با آن ها گفتوگو کردیم و سعی کردند به اتفاقات زمان بدهند، آن ها را مشاهده کنند تا این مشاهده به یک اتفاق درست منجر شود. وی ادامه داد: این آسیبی که فضای وایرالشدن و دیدهشدن سریع ایجاد کرده بود، بهشدت آزاردهنده بود. حتی درباره آیتمهای کوتاه هم منظور این نیست که نباید به آن ها توجه کرد؛ مسئله این است که باید درست و بهجا از آن ها استفاده کرد. «احمدپور» تأکید کرد: بعضی وقتها اتفاقات خودشان به اندازه کافی غمگین بودند. در میناب و لامرد واقعاً نیازی به اغراق وجود نداشت، اما گاهی بعضی دوستان برای این که بیشتر وایرال شوند، یکسری مسائل را اغراقشده مطرح میکردند. این موضوع کار را سختتر میکرد و باعث میشد دادههای درست به سختی در اختیار فیلمسازان مستند قرار بگیرد. وی درباره اتفاقی که بیش از همه در جریان تولید این آثار او را تحت تأثیر قرار داد، گفت: ما فکر میکردیم میناب خیلی بزرگ است و واقعاً هم بزرگ بود. وقتی رفتیم میناب، چهلم گذشته بود، اما هنوز آدمهای زیادی آن جا بودند و هر روز انگار مراسمی برگزار میشد. وی ادامه داد: اگر میخواستیم فضای خالی آن جا را پیدا کنیم، واقعاً کار سختی بود. بعضی وقتها آخر کار باید صبر میکردیم تا کسی نباشد و بتوانیم کار کنیم. این تهیهکننده افزود: قرار بود بعد از میناب، نیمروز در لامرد بمانیم؛ یعنی حدود چهار، پنج ساعت. قرار بود در همان زمان یک کاری انجام دهیم. اما اتفاقی که در لامرد افتاد، چون تقریباً از نظر رسانهای مورد توجه قرار نگرفته بود، برای ما بهتآورتر و حتی سختتر بود. «احمدپور» با بیان این که همین مسئله باعث شد گروه دوباره به لامرد بازگردد، گفت: وقتی برگشتیم تهران، دوباره رفتیم لامرد. یک سفر دوم ۱۰، ۱۵ روز بعد داشتیم تا بتوانیم آن جا کارهای بیشتری انجام دهیم. «احمدپور» درباره فعالیتهای گروه در حاشیه مأموریت اصلی «نردبان» گفت: ما تلاش کردیم خانوادهها را هم ببینیم و تصاویری از آن ها ثبت کنیم. فیلمهایی که خیلی پیچیده نبودند؛ فیلمهای سادهای که تا حدی بتوانند حق مطلب خانوادهها را ادا کنند. وی افزود: در کنار برنامه نردبان، با کمک بچهها این کار را انجام دادیم. بعضی وقتها بچههای بومی همان جا بودند و بعضی وقتها هم بچههایی که همراه ما آمده بودند، کمک میکردند. تلاش کردیم در این راستا کارهایی انجام دهیم که مستقل از خود نردبان باشد. «احمدپور» معتقد است این مسئله فقط مربوط به گروههای فعال در فضای مجازی نبود: بعضی گروهها از جاهای مختلف ایران میرفتند؛ حتی از تهران، در حالی که تجربه جدی نداشتند. برای من خیلی عجیب بود که این ها چطور توانستند به راحتی مجوزهایی را بگیرند که بعضی وقتها گروههای حرفهای نمیتوانند بگیرند. وی البته تأکید کرد: مطمئناً چند گروه هم هستند که آثار خوب و جدی تولید کردهاند و احتمالاً آن ها را در سینماحقیقت یا نمایشهای خوب تلویزیونی خواهیم دید، اما بقیه نهتنها خروجی جدی نداشتند، بلکه حواشی زیادی هم ایجاد شد. وی نبود نظاممندی را یکی از مشکلات اصلی دانست و گفت: یک بار در نردبان، آقای حسین بدلو هم به این نکته اشاره کرد که در زمان جنگ یک ساختار رسانهای داشتیم، اما در عین حال پراکندگیهایی هم وجود داشت که باعث میشد مواجهه ما با آدمها درست انجام نشود. «احمدپور» با تشریح مأموریت اصلی گروه در میناب گفت: وقتی خودمان میناب بودیم، وظیفه اصلی ما این بود که سراغ اهالی سینمای مستند، عکاسها و هر کسی که در زمینه مستند آن جا کار کرده بود برویم و آن ها را ببینیم و با آن ها گفتوگو کنیم، بهخصوص کسانی که روزهای اول را روایت کرده بودند، چه کسانی که جلوی دوربین بودند، مثل آقای قاسمی و چه کسانی که پشت دوربین بودند؛ عکاسانی که تصویر ثبت کرده بودند. وظیفه ما این بود که آن ها را نشان دهیم. اما حضور در منطقه باعث شد گروه با قصههای دیگری نیز مواجه شود: ما همان جا که بودیم، کلی اتفاق و رویداد میدیدیم. خانوادههای زیادی را میدیدیم و نسبت آدمها با این اتفاق را میشد دید. واقعاً صبوری میخواست. «احمدپور» برای توضیح اهمیت مشاهدهگری در مستندسازی، به خاطرهای از میناب اشاره کرد: مثلاً وقتی میناب بودیم، در یک مدرسه، یک خانم بسیار جوان را دیدیم که داشت در مدرسه قدم میزد و سنگها را این طرف و آن طرف میکرد. وی افزود: یک ساعت و نیم، دو ساعت داشت همینطور قدم میزد. این موضوع توجه ما را جلب کرد. بچهها را بغل میکرد و برای خودمان خیلی عجیب بود. «احمدپور» ادامه داد: وقتی داشتیم میرفتیم، جرئت کردیم از او بپرسیم که شما این جا معلم بودید؟ چه اتفاقی افتاده؟ تازه فهمیدیم مادر یکی از بچههای کلاس اول است. به گفته وی، همین مشاهده ساده میتوانست به یک روایت مستقل و تأثیرگذار تبدیل شود: اگر مشاهدهگری جدیتری داشتیم و تمرکز بیشتری روی این اتفاق میگذاشتیم، واقعاً میتوانستیم تصاویر خیلی تأثیرگذار و حتی یک فیلم متفاوت داشته باشیم. قصههایی از این دست بسیار وجود دارد. «احمدپور» تأکید کرد: من همیشه این چند وقت گفتهام که اتفاقی که در میناب و لامرد افتاده، آنقدر بزرگ بوده که واقعاً نیازی به هیچ اغراقی نداریم. وی افزود: هنوز هم چیزهایی وجود دارد. بچههایی که به میناب میروند، روایتهایی تعریف میکنند. در روزنامهها هم هنوز قصههایی در حاشیه این اتفاقات منتشر میشود که نشان میدهد چقدر روایت ناگفته وجود دارد. این تهیهکننده معتقد است همین مسئله نشان میدهد که هنوز ظرفیت زیادی برای تولید آثار مستند وجود دارد: واقعاً جای کار بسیار زیادی وجود دارد. «احمدپور» در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره بازخورد آثار تولیدشده گفت: یکی از چالشهای جدی و همیشگی ما این است که سیستم بازخورد دقیقی نداریم. تشکرهایی بوده و حتی سوژههایی را پیشنهاد میدادند و میگفتند کاش به این موضوع هم میپرداختید. وی ادامه داد: اما یکی از وظایف ما بعد از این که رفتیم این بود که فقط قرار نبود به فیلمسازها توجه کنیم. گاهی اوقات چون با خانوادهها هم مواجه شدیم، این قاعده کلی نردبان نبود که بخواهد چنین کاری انجام دهد، اما آن جا شرایط ایجاد کرد و ما هم خودمان را سپردیم به جریان تا کنار این اتفاق باشیم. تهیهکننده برنامه نردبان افزود: بازخوردهای احساسی زیادی از آدمها درباره این بخشها دیدیم. شاید از نظر تعداد خیلی بیشتر از همیشه نردبان نبود، اما جنسش متفاوت بود. «احمدپور» درباره اهمیت توجه به خانوادهها گفت: ما از یک جایی احساس کردیم باید نسبت به این خانوادهها و افرادی که ممکن است زیر سنگینی اسم میناب یا لامرد دیده نشوند، وظیفهای داشته باشیم. بازخورد این خانوادهها، چه خانواده شهدا و چه خانوادههایی که مجروح داشتند، برای ما اهمیت زیادی داشت. وی درباره دلیل ماندن بیشتر گروه در لامرد گفت: اساساً برای همین بود که در لامرد بیشتر رفتیم تا بتوانیم به خروجیهای فیلمی هم برسیم و کارهایی داشته باشیم که فارغ از نردبان بتوانیم آن ها را نشان دهیم. «احمدپور» درباره بازخورد خانوادهها نیز گفت: خدا را شکر در این بخش، بازخوردها خیلی برایمان خوشایند بود. بالاخره عزیزی را از دست داده بودند و این که یک دلگرمیکوچک و یک توجه کوچک برایشان وجود داشته باشد، خیلی خوب بود. این تهیهکننده در عین حال تأکید کرد که کار در لامرد تمام نشده است: در مورد لامرد هنوز هم جای کار دارد. این همه گروه رفتند و کار کردند، اما هنوز خانوادههایی هستند که به آن ها توجه نشده است. «احمدپور» افزود: من واقعاً نمیخواهم بگویم اولین گروه بودیم یا آخرین گروه. اگر این را میگویم، نقل قول خود دوستان و اهالی است. بعد از ما هم خیلیها رفتند و کار کردند، اما هنوز آن جا جای کار دارد. وی ادامه داد: اگر همچنان فرصت داشته باشم، باز هم به لامرد میروم، چون خانوادههایی وجود دارند که هنوز به آن ها توجه نشده است و بعضی خانوادهها فکر میکنند حرفشان شنیده نشده است. به گفته این تهیهکننده، یکی از روایتهای مهم، قصه کودکانی است که در جریان این اتفاقات جان خود را از دست دادند: کودکهایی که آن جا شهید شدند و در زمین ورزش بودند، ما هم جزو گروههایی بودیم که سراغ این مسئله رفتیم. اما قصههای بسیار تلخ و مطمئناً با شدت بسیار زیاد تأثیرگذاری آن جا وجود دارد که همچنان میشود دربارهشان کار کرد. «احمدپور» در پایان تأکید کرد که تجربه حضور در میناب و لامرد نشان داده است هنوز روایتهای بسیاری باقی مانده که برای دیدهشدن، بیش از هر چیز به صبوری و مشاهده دقیق نیاز دارند؛ روایتهایی که شاید در هیاهوی تولید سریع محتوا و فضای وایرالشدن دیده نشوند، اما میتوانند بخش مهمی از حافظه تصویری این اتفاقات را شکل دهند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


