ارتباط تغذیه و افسردگی
نویسنده:
مترجم:
ارتباط بین تغذیه و سلامت روان حتی به شکل یک رشته علمی مستقل تحت عنوان «روانتغذیه» یا psychonutrition همواره مورد بررسی قرار گرفته است و شماری از روانپزشکان درباره آن کتابهایی منتشر کردهاند. به گزارش ایسنا، امروزه دیگر همه میدانیم که سبک زندگی و رفتارهای ما به ویژه نوع تغذیه، فعالیت بدنی و کیفیت خواب میتواند نقشی مهم در سلامت روانمان ایفا کند اما ۳ عادت اشتباه وجود دارد که شاید تاکنون توجه کمی به ارتباط آن ها با سلامت خلق و خو و در نتیجه، تاب آوری روانی خود داشتهاید. در این مطلب، ۳ عامل کلیدی که می توانند بر بهداشت روانی ما تأثیر منفی داشته باشند یادآوری شده است: رژیمهای غذایی سرشار از قند و غذاهای فوق فرآوریشده بهعنوان عامل چاقی مفرط، ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی، دیابت و سرطان شناخته شدهاند اما کمتر کسی از تأثیر این غذاها بر مغز آگاه است؛ این نوع تغذیه میتواند علایم افسردگی را نیز افزایش دهد. درست برعکس آن، رژیم غذایی بر پایه مواد خوراکی سالم و طبیعی قرار میگیرد که بر خوردن میوهها و سبزیجات فصلی، حبوبات و چربی های سالم مثل روغن زیتون تأکید دارد و مصرف گوشت را محدود میکند. این نوع رژیم در برابر اضطراب و افسردگی از خود یک اثر محافظتی نشان داده است. یک مطالعه تحلیلی که پیشتر توسط گروهی از متخصصان سلامت انجام شده نشان داد خطر افسردگی در افرادی که رژیم غذایی مدیترانهای را دنبال میکنند، ۳۳ درصد کاهش مییابد. علاوه بر این، اسیدهای چرب ضروری نوع امگا3 برای عملکرد صحیح یاختههای عصبی یا همان نورونها و سنتز انتقالدهندههای عصبی ضروری هستند و خاصیت ضدالتهابی نیز دارند. با این حال، مصرف میانگین ما بسیار کمتر از مقدار توصیه شده است، به همین دلیل توصیه میشود که مصرف غذاهای غنی از امگا۳(ماهیهای چرب، گردو، دانه چیا و تخم کتان) افزایش یابد یا از مکملهای غذایی حاوی DHEA و EPA استفاده شود. روده انسان با داشتن ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون رشته یا یاخته عصبی، ارتباط نزدیکی با مغز دارد. علاوه بر آن، میلیاردها باکتری و مخمر دیگر که یک اکوسیستم میکروبی یا همان میکروبیوم روده را تشکیل میدهند با مغز ما تعامل دارند. هنگامی که این اکوسیستم حساس بهدرستی شکل نگرفته یا آسیب دیده باشد، ممکن است در افراد با زمینه ژنتیکی مستعد، باعث بروز اختلالات روانی شود. ارتباط بین میکروبیوم و اختلالات اوتیسم موضوع مطالعات متعددی است. همچنین، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد میکروبیوم روده میتواند در بروز یا تشدید اختلالات اضطرابی و افسردگی نقش داشته باشد. برای مثال، یک آزمایش که حدود ۱۰ سال پیش توسط متخصصان کانادایی انجام شد، نشان داد که انتقال میکروبیوم روده موشهای افسرده به موشهای سالم، باعث افسرده شدن موشهای سالم میشود. علاوه بر این، پاسخ به استرس نیز تحت تأثیر میکروبیوم قرار میگیرد، همانطور که مطالعاتی روی جوندگان نشان دادهاند. اگرچه هنوز نمیتوان نتیجه گرفت که باکتریهای روده همین نقش را در انسان ایفا میکنند و در نتیجه این یافتهها جای تأمل دارد. به طور کلی، تغذیه و قرار گرفتن در معرض آلودگیها بر مجموعه میکروبی دستگاه گوارش(فلور روده) اثر میگذارند. بنابراین، بهصورت تئوری میتوان با مصرف غذاهای سرشار از فیبرهای گیاهی و مواد تخمیرشده مانند ماست و کلمترش شرایط بهتری برای رشد میکروبیوم مناسب فراهم کرد. اختلالات روانی و مصرف مواد روانگردان ارتباط نزدیکی با هم دارند. برخی از افراد برای تسکین احساسات منفی خود به مواد مخدر روی میآورند، اما این چرخهای معیوب است چرا که مصرف این مواد میتواند به بروز یا تشدید اختلالات روانی منجر شود. مطالعات تأیید می کند که افراد سیگاری دو برابر بیشتر از غیرسیگاریها در معرض ابتلا به اختلالات اضطرابی قرار دارند و اختلالات اضطرابی نیز خطر وابستگی به دخانیات را افزایش میدهد. از آن جا که نیکوتین مادهای محرک است، این وابستگی میتواند وضعیت اضطراب را بدتر کند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


