دوباره حسِ «منتظر قسمت بعدی ماندن»!

نگاهی به سریال «بدنام» که در شبکه نمایش خانگی مورد استقبال قرار گرفته است

نویسنده:

مترجم:

​​​​​​​

«بدنام» سریالی است که توانست در زمانی کوتاه، با درکی دقیق از حال‌وهوای مخاطبان، جای خود را در میان طیف گسترده‌ای از تماشاگران باز کند. درباره موفقیت «بدنام» می‌توان از عوامل مختلفی صحبت کرد؛ از قصه پرتعلیق و ریتم حساب‌شده‌اش که نه بیش از حد تند و نیازمند رمزگشایی است و نه زیادی کند و کسل‌کننده، گرفته تا ترکیب بازیگران و فضای ملتهبی که در عرصه روابط انسانی پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. اما آن‌چه این سریال را از بسیاری از آثار مشابه متمایز می‌کند، توانایی در برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب ایرانی است. «بدنام» به‌خوبی فهمیده که تماشاگر امروز بیش از هر چیز، به دنبال تجربه‌ای ملموس، انسانی و عاطفی است؛ روایتی که بتواند او را برای ساعتی از فشار زندگی روزمره جدا و مهمان سفری به جهانی پالایش شده و زلالش کند. در سال‌های اخیر، کمتر سریالی توانسته بود دوباره آن حسِ «منتظر قسمت بعدی ماندن» را احیا کند، اما «بدنام» موفق شد به موضوع گفت و گو در برخی جمع‌های خانوادگی، شبکه‌های اجتماعی و فضای رسانه‌ای تبدیل شود. این اتفاق تنها با تبلیغات یا هیجان مقطعی رخ نمی‌دهد، بلکه نتیجه شکل گرفتن رابطه‌ای واقعی میان اثر و مخاطب است؛ ارتباطی که حتی منتقدان و‌ مخالفان سریال «بدنام» نیز نمی‌توانند ندیده‌اش بگیرند و در لابلای نظرات خود ناخواسته بر مؤلفه‌هایی که سازنده در پی آن بوده تأکید می‌کنند. «حامد عنقا» در مقام نویسنده و تهیه‌کننده، شناخت دقیقی از سازوکار درام اجتماعی دارد و حالا، با تجربه‌های ته‌نشین‌شده از ارتباط مستمر با طیف گسترده مخاطبان طی بیش از دو دهه فعالیت، بار دیگر نشان داده که چگونه می‌توان تنش و روابط پیچیده انسانی را وارد قصه کرد بی‌آن‌که روایت به سمت اغراق و شعارزدگی برود. «بدنام» تلاش نمی‌کند صرفاً شوکه‌کننده باشد و نفس را در سینه مخاطبان حبس کند که اگر چنین بود، آن سکانس‌های ابتدایی را که فرجام شخصیت‌ها را برملا می‌کنند با گشاده‌دستی در ابتدای هر قسمت قرار نمی‌داد. این مجموعه، در عوض می‌کوشد مخاطب را درگیر موقعیت‌هایی کند که برای او قابل لمس و باورپذیرند. در کنار این، کارگردانی «احسان سجادی حسینی» نیز در شکل‌گیری فضای اثر نقش مهمی داشته است. سریال به جای تکیه بر نمایش‌های پرزرق‌وبرق یا هیجان‌های مصنوعی، روی فضاسازی، ریتم و خلق حس نزدیکی با شخصیت‌ها تمرکز می‌کند. همین رویکرد باعث شده جهان سریال برای مخاطب آشنا به نظر برسد؛ جهانی که آدم‌هایش نه قهرمان‌های دست‌نیافتنی‌اند و نه تیپ‌های اغراق‌شده، بلکه شخصیت‌هایی خاکستری و قابل فهم محسوب می‌شوند.
10 صفحه اول