مأموریت مهم پس از داستان ناتمام جام جهانی
اگر چه کار در جام جهانی ناتمام ماند، اما نگاهها باید به افق بعدی دوخته شود؛ جایی که در زمستان امسال، جام ملتهای آسیا آغاز خواهد شد و ایران، بار دیگر برای فتح جام به میدان میرودنویسنده:
مترجم:
هنوز غبار جام جهانی روی پیراهن تیم ملی نشسته، اما فوتبال مجال ایستادن ندارد. از همین امروز، نگاهها باید به افق بعدی دوخته شود؛ جایی که در زمستان ۲۰۲۷ میلادی، جام ملتهای آسیا آغاز خواهد شد و ایران بار دیگر برای فتح جام به میدان میرود. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فدراسیون فوتبال، قرعه، مسیری قابل احترام اما قابل عبور را پیش روی تیم ملی قرار داده؛ مسیری که بیش از هر چیز، به کیفیت خود ایران وابسته خواهد بود، نه نام رقبایش. این جام جهانی، با همه تلخیِ نرسیدن به صعود، سرمایهای ارزشمند برای فوتبال ایران ساخت. تیمی که تا آخرین ثانیه امید را زنده نگه داشت، مقابل قدرتهای بزرگ عقب ننشست، از دل بحرانها عبور کرد و شخصیتش را به رخ کشید، حالا تجربهای در اختیار دارد که با هیچ اردوی تدارکاتی به دست نمیآید. فوتبال، بیش از هر چیز، هنر ادامه دادن است و اگر قرار بود یک شکست یا یک حسرت پایان راه باشد، هیچ قهرمانی در تاریخ متولد نمیشد. این نسل نشان داد ظرفیت ایستادن در بزرگترین صحنهها را دارد و حالا باید همان جسارت را به مأموریت بعدی ببرد. شاید کار در جام جهانی ناتمام ماند، اما هر داستان ناتمام، فرصتی برای نوشتن فصلی بهتر است. از همین امروز، پروژه بعدی آغاز میشود؛ پروژهای برای آن که حسرت چند سانتیمتر، جای خود را به لبخند بالا بردن یک جام بدهد.
به مرحله بعد نرفتیم اما...
بعد از سوت پایان، چیزی عجیب در فضای مجازی اتفاق افتاد؛ انگار حذف ایران، فقط غم ایرانیها نبود. از آمریکای لاتین تا آسیا و جهان عرب، کاربران و رسانهها از تیمی نوشتند که «قلب جهان را برد»، «احترام همه را به دست آورد» و «در نابرابرترین شرایط، بیش از اندازه شایسته صعود بود». حتی بعضیها ایران را «قربانی بزرگ این جام» نامیدند و بعضی دیگر تنها یک جمله نوشتند: «ایران، تو همه احترام ما را داری.» ایران جام جهانی را بدون شکست به پایان رساند؛ سه تساوی، یک گل مردود در دقیقه ۹۳ مقابل مصر که میتوانست بلیت صعود باشد و رؤیایی که در واپسین لحظات، با تغییر نتایج دیگر مسابقات از دست رفت اما داستان ایران، فراتر از فوتبال است. رویترز هم این پایان را «دردناک» توصیف کرد و یادآور شد که ایران در تمام تورنمنت، همزمان با رقابت در زمین، با مشکلات ویزا، محدودیتهای سفر و رفتوآمد میان مکزیک و آمریکا نیز دستوپنجه نرم میکرد. دکتر«محمدرضا عارف» معاون اول رئیسجمهور نیز در پیامی خطاب به ملیپوشان نوشت: «گاهی نتیجه، بازتاب شایستگیها نیست» و از غیرت و پایمردی بازیکنان قدردانی کرد. ما به مرحله بعد نرفتیم اما تصویری که از این تیم در ذهن فوتبالدوستان دنیا ماند، بسیار بزرگتر از یک جدول بود. تیمی که یاد ۱۶۸ شهید مدرسه میناب را زنده نگه داشت، با شرافت جنگید، زیر فشار خم نشد و تا آخرین ثانیه امید را زنده نگه داشت.
تولد یک سرمایه بزرگ
در فوتبال همیشه همه چیز روی کاغذ نوشته نمیشود. اگر قرار بود نامها برنده مسابقه باشند، اصلاً نیازی به نود دقیقه بازی و هزار و یک تشریفات نبود. اما سالهاست که تیم ملی ایران یک عادت قدیمی دارد؛ به هم ریختن همان معادلاتی که دیگران از قبل حلشده میدانند. این تیم، از روز اول، آسانترین مسیر را نداشت اما درون اردوی ایران، روایت دیگری جریان گرفت؛ بازیکنانی که کنار هم ایستادند، از هم حمایت کردند و اجازه ندادند هیچ بحرانی، رختکن را از هم جدا کند. در مرکز این اتحاد، یک مربی ایرانی ایستاده بود؛ مربیای که بیش از هر تاکتیکی، توانست یک «تیم» بسازد. تیمی که به هم اعتماد داشت، برای هم میدوید و موفقیت را نه در آمار فردی، بلکه در موفقیت جمع میدید. این کاریزما، فقط کنار خط دیده نمیشد؛ در رفتار بازیکنان، در آرامششان بعد از گل خوردن، در واکنششان به فشار مسابقات و در جنگیدنشان تا آخرین ثانیه پیدا بود. شاید جام جهانی با صعود ایران تمام نشد، اما با تولد یک سرمایه بزرگ به پایان رسید؛ سرمایهای به نام «شخصیت». شخصیتی که مشابه آن را در جام ۲۰۱۴ و بازی مقابل آرژانتین، در جام ۲۰۱۸ و بازی مقابل پرتغال قهرمان اروپا و اسپانیای مدعی دیدیم و در جام ۲۰۲۶ اوج آن را با فرمولی ایرانیزه مشاهده کردیم. شخصیتی که اگر حفظ شود، با همین اتحاد و همین باور، میتواند سالهای درخشانی را برای فوتبال ایران رقم بزند. بعضی تیمها با جام قهرمان میشوند؛ بعضی دیگر، قبل از آن، با ساختن یک هویت ماندگار. به نظر میرسد تیم ملی ایران، مهمترین قدم را در همین مسیر برداشته است.
امیدی که زنده مانده است
بعضی وقتها یک تیم با جام و صعود از زمین بیرون میآید و گاهی هم با احترام. سهم ایران از جام جهانی، دومی بود؛ احترامی که با دویدن، جنگیدن و کوتاه نیامدن به دست آمد، نه با شانس و یا اتفاق. اولین نشانه این شخصیت، برابر نیوزیلند دیده شد. بازی آنطور که ایران میخواست آغاز نشد، اما هیچکس دستهایش را بالا نبرد. بازیکنان آرام ماندند، نبض مسابقه را گرفتند، بازی را به تساوی کشاندند و بعد آنقدر بر جریان مسابقه مسلط شدند که همه منتظر گل برتری ایران بودند. آن بازگشت، فقط یک نتیجه نبود؛ تولد تیمی بود که به خودش ایمان داشت. همین باور، چند روز بعد مقابل بلژیک کاملتر شد. برابر یکی از مدعیان فوتبال جهان، ملیپوشان ایران نه عقب کشیدند و نه مرعوب نام حریف شدند. برای هر متر از زمین جنگیدند، هر توپ را با جانشان خواستند و نشان دادند فاصله فوتبال ایران با قدرتهای دنیا، آن چیزی نیست که روی کاغذ نوشته میشود... و بعد مصر؛ شبی که امید تا آخرین ثانیه نفس کشید. ایران فقط برای حفظ نتیجه بازی نکرد؛ برای صعود جنگید. حمله کرد، خطر ساخت و تا چند سانتیمتری یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ خود پیش رفت. اگر آن پنالتی سرنوشتساز گل میشد یا آن گل آفساید نبود، امروز شاید روایت دیگری نوشته میشد اما حتی همان چند سانتیمتر هم نتوانست از بزرگی نمایش این تیم کم کند. این نسل، جام جهانی را با دستهای خالی آغاز کرد؛ با مشکلات ویزا، اردوهای ناتمام، بازیهای تدارکاتی از دسترفته و فشارهایی که هر تیمی را از نفس میانداخت، با این حال، تا آخرین سوت آخرین بازی، امید صعود زنده ماند. این جام تمام شد، اما این تیم چیزی مهمتر از چند امتیاز ساخت؛ ایمان به این که فوتبال ایران میتواند با همین روحیه، با همین شجاعت و با همین همدلی، فرداهای بزرگتری را فتح کند. گاهی بزرگترین پیروزی، همان امیدی است که بعد از آخرین سوت، هنوز در دل یک ملت زنده مانده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


