هر ایرانی می‌تواند دیده شود

نگاهی به برنامه های استعدادیابی‌ تلویزیون

نویسنده:

مترجم:

​​​​​​​

در یک دهه اخیر، تلویزیون ایران بیش از گذشته به قالب‌هایی نزدیک شده که در ادبیات رسانه‌ای جهان «رئالیتی شو»(Reality Show) یا برنامه‌های واقع‌نما نام می‌گیرند؛ قالبی که مرز میان سرگرمی، مسابقه، مستند و نمایش را کمرنگ می‌کند و به‌جای بازیگران حرفه‌ای، آدم‌های عادی را در مرکز روایت می‌نشاند. به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، استعدادیابی‌ها و مستندمسابقه‌های سال‌های اخیر صداوسیما مهم‌ترین نمود این چرخشند. با پخش «عصر جدید»، تلویزیون برای نخستین‌بار الگوی جهانی Got Talent را در مقیاسی وسیع آزمود و پیامش روشن بود: «هر ایرانی می‌تواند دیده شود». در ادامه، برنامه‌هایی مثل «اعجوبه‌ها» با تمرکز بر کودکان، نسخه‌ای خانوادگی‌تر و کم‌ریسک‌تر ارائه دادند که کمتر بر رقابت و بیشتر بر امید و امکان «خاص بودن» تکیه داشت. یکی از نقاط قوت این جریان، گسترش تعریف استعداد است: از استندآپ در «خنداننده‌شو» تا قهرمان‌سازی ورزشی در «کاپیتان» و نمونه‌های تخصصی‌تری مثل «بهشت» که قالب مسابقه را با محتوای آیینی پیوند می‌زند. برنامه‌هایی مانند «بهشت»، «یک، دو، صدا» و «مجری نو» هرکدام شاخه‌ای از رئالیتی‌شو در رسانه ملی‌اند و وجه مشترکشان تلاش برای کشف استعداد واقعی، در عین سازگاری با محدودیت‌ها و انتظارات رسانه رسمی است. 
«حسین فردرو» تهیه‌کننده باسابقه تلویزیون در پاسخ به این پرسش که آیا برنامه‌های استعدادیابی تلویزیون بیشتر به پرورش استعدادها کمک می‌کنند یا در پی تولید یک هیجان مقطعی هستند، بیان کرد: در این سال‌ها همه شکل آن را داشته‌ایم؛ از برنامه‌هایی که شرکت‌کنندگانشان امروز مجریان خوبی شده‌اند و در تلویزیون و سکوها  اجرا می‌کنند و مخاطب دارند تا برخی برنامه‌ها که به جای استعدادیابی از مسیر منحرف شده‌اند. وی ادامه داد: این که چرا خروجی برنامه‌های استعدادیابی تا به این اندازه متنوع و متفاوت است به عوامل متعددی بستگی دارد که از این میان می‌توان به انگیزه و شعور عوامل تولید و سازماندهی شبکه‌ای که برنامه در آن ساخته شده است، اشاره کرد. این تهیه‌کننده پیش‌کسوت تلویزیون با اشاره به مؤلفه اساسی در موفقیت برنامه‌های استعدادیابی عنوان کرد: اساساً آن چه در اثرگذاری این برنامه‌های استعدادیابی اهمیت فوق العاده‌ای دارد این است که باید مدت‌دار باشند و دست‌کم دو سه سالی پخش شوند تا اعتماد مردم را جلب کنند. باید برای مردم اعتمادی ایجاد کرد که چنین برنامه‌هایی پایگاهی برای کسانی هستند که گرچه دسترسی به رانت ندارند، اما می‌توانند خودشان را نشان دهند. از سوی دیگر باید حواسمان باشد که مجریان این برنامه‌ها هم باید مورد وثوق مردم باشند. صرف استفاده از سلبریتی برای برنامه اعتبار نمی‌آورد، چراکه هرکسی به صرف معروفیت، لیاقت سرمشق شدن را ندارد. «فردرو» تأکید کرد: رئالیتی‌شو‌ها و استعدادیابی‌ها امروز از پرمخاطب‌ترین برنامه‌های تلویزیون هستند که باید به‌عنوان تنها سرمایه باقی مانده به آنان نگاه شود؛ در نتیجه نیاز است که مدیران شبکه‌ها و مسئولان در تولید دو یا سه فصل از این برنامه‌سازان حمایت کنند. باید میزان اقبال مردم به این برنامه‌ها سنجیده و به آن توجه شود که اگر برنامه‌ای مخاطب بسیاری دارد حتماً در تولید فصول بعدی آن همت شود.
 وی با تأکید بر بومی‌سازی برنامه‌های استعدادیابی در ایران اظهار کرد: ازجمله نقاط قوت استعدادیابی‌های ایرانی این است که آن‌ها شاید در فرم تقلید داشته باشند، اما هرگز در محتوا تقلید نکرده و با شدت و ضعف مختلف به دنبال بومی‌سازی بوده‌اند. بومی‌شدن یک اثر تلویزیونی یک هنر است و زمینه‌ای برای این که مطالبات هنرمندان را بپذیریم. ما سرمایه‌های بسیاری در این کشور داریم که می‌توانیم با تقلید از فرم‌های موفق دنیا محتواهای بکر خودمان را در قالب آنان به مخاطب عرضه کنیم و این ظرفیتی است که نشان داده‌ایم به وفور از آن برخورداریم. «ایمان قیاسی» مجری و برنامه‌ساز در پاسخ به این سؤال که برنامه‌های استعدادیابی بیشتر به پرورش استعدادها کمک می‌کنند یا تولید یک هیجان مقطعی بیان کرد: خروجی تولید و پخش این برنامه‌ها اگر تولید هیجان مقطعی هم باشد، مشکلی ندارد، چون در تلویزیون باید چیزی را ترویج کرد و وقتی مخاطب شما در خانه با آن برنامه انگیزه بگیرد، رسانه کار خودش را کرده است. این که آیا رسانه وظیفه پیگیری استعداد معرفی شده برای به سرانجام رسیدن دارد یا نه یک بحث کلی است. اساساً ساختار فرهنگی ما از ابتدا این گونه چیده نشده است که همه نهادها دست به دست هم بدهند تا یک مجموعه، استعدادی را معرفی کند و مجموعه دیگر او را در جای درست قرار دهد. 
وی افزود: حتی در دنیا هم خیلی این گونه نیست و آن‌ها شو را برای سرگرمی می‌سازند. درنهایت معتقدم این خانواده است که پس از موفقیت و درخشش فرزندش در یک برنامه استعدادیابی باید پی کار را بگیرد و او را به مسیر درست ببرد. در ایران ما با ساخت یک برنامه استعدادیابی تولید سرگرمی می‌کنیم و شرکت‌کننده به مدد چنین برنامه‌ای فرصت آن را دارد که دیده شده و انگیزه پیدا ‌کند. این که انتظار داشته باشیم برنامه‌ساز آن بچه را تا جایی که به جایی برسد همراهی کند، انتظاری آرمانی است، چراکه اساساً برنامه‌ساز چنین وظیفه‌ای ندارد. 
«قیاسی» در توضیح این پرسش که افرادی که بعد از برنامه‌ای چون «عصر جدید» دیده و شناخته شدند، مرهون استعداد خود بودند یا توجه مردم گفت: هر دو تأثیر داشتند؛ هم استعداد شخصی و هم اقبال مردمی. چون مردم بهترین قاضی این شوهای تلویزیونی هستند و دنبال کردن این آدم‌ها پس از آن برنامه نشان می‌دهد که مردم آن استعداد را پذیرفته‌اند. کما این که بسیاری هم پس از این برنامه فراموش شدند، زیرا اقبال عمومی را کسب نکردند. «قیاسی» با تأکید بر مثبت بودن روند ساخته شدن برنامه‌های استعدادیابی اظهار کرد: از هرجایی که به آدم‌ها و استعدادها - حتی به غلط - فرصت دیده شدن می‌دهند، استقبال می‌کنم، چراکه حتی ضعیف‌ترین برنامه استعدادیابی حتماً به یک جوان کمک می‌کند. البته منکر این نیستم که در تولید چنین برنامه‌هایی حتماً باید استانداردهایی داشته باشید و مخاطب را جذب کنید، اما هرکدام اثرگذاری خود را دارند و چه بهتر که برنامه باکیفیت ساخته شود. وی یادآور شد: مهم‌ترین چالش برنامه‌های استعدادیابی می‌تواند داوری باشد؛ این که چرا کسی انتخاب شد و دیگری نشد و استاندارد پذیرفته شدن چه بود؟ از سوی دیگر یک چالش مهم برای چنین برنامه‌هایی و برای داوران این است که چه کسی استعداد دارد و چه کسی مهارت؟ و تشخیص این دو از هم و نیز نشان دادن آن به مخاطب حقیقتاً کار سختی است. «قیاسی» تأکید کرد: این روزها برنامه «کاپیتان» را که یک استعدادیابی ورزشی است، دنبال می‌کنم. «کاپیتان» جذاب است و احتمالاً برنامه موفقی خواهد بود. درنهایت این برنامه‌های استعدادیابی هرچه بیشتر ساخته شوند، برای جوانان مفید و مؤثرند و چه بهتر که با کیفیت ساخته شوند.
10 صفحه اول